یادداشت میهمان:

پادزهر جامعه مسموم امروز، پایه گذاری اصول فرهنگی است

پادزهر جامعه مسموم امروز، پایه گذاری اصول فرهنگی است
شناسه خبـر : ۱۱۰۵۸۲ چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱ - ۰۸:۰۳

یادداشت میهمان با عنوان :پادزهر جامعه مسموم امروز، پایه گذاری اصول فرهنگی است

مقدمه:

خداوندش بیامرزاد صائب تبریزی را که فرمود:" خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا میرود دیوار کج!"

با بررسی جوامع پیشرفته و جوامع در حال پیشرفت به فاکتورهایی برمی خوریم که به شدت قابل تأمل و غیرقابل انکار است .

این فاکتورها عامل سعادت یا شقاوت نسل های جوامع را در دهه های مختلف رقم زده اند و برای طی طریق به سمت تعالی و رشد در جامعه ی خویش  ملزم به عبرت آموزی از تاریخ و تجربیات جوامع مختلف هستیم زیرا هرملتی از تاریخ درس نگیرد محکوم به تکرار آن است.

آنچه مسلم است، هیچ جامعه ای در طول زمان ثابت نبوده و مسیری یکنواخت را سپری نکرده است زیرا جنبش و تحول، اساس زندگی و پویایی جوامع است.اما آنچه باعث پویایی و تحول در جوامع می شود، عملکرد و رویکرد افراد به عنوان مهمترین اجزا تشکیل دهنده جوامع انسانی است و آنچه موتور محرک افراد محسوب می شود، انگیزه ها، علایق، اهداف مشترک و ارکان تشکیل دهنده هویت و روح جمعی حاکم بر اجتماع است.

و فرهنگ سازنده ی همه این هاست.... فرهنگ سازنده ی جوامع بشری است؛ باعث سعادت یا شقاوت ملتهاست و رکن اساسی توسعه و پیشرفت در جوامع است... و افراد سازنده ی فرهنگ هستند و این محور از انسان شروع شده و به انسان ختم می گردد.

فرهنگ حاصل زیست اجتماعی افراد است و سازنده جوامع:

دکتر محمود سریع القلم در کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی به موضوع توسعه در جوامع پرداخته اند و بابررسی مصادیق توسعه در ادوار مختلف در ایران و اروپا به این موضوع اشاره می کنند :" دغدغه پیشرفت، توسعه یافتگی و ثبات سیاسی ایران همچنان ادامه دارد.تاریخ برای چیدن عوامل مناسب در کنار یکدیگر برای رشد و توسعه یک کشور عجله ای ندارد، زیرا مبنای کانونی رشد و توسعه، عقلانیت است و این متاع با سهولت به دست نمی آید.تاریخ غرب و اخیرا تاریخ پیشرفت آسیا معرف این واقعیت است که هیچ عاملی به اندازه "تولید"، زمینه های عقلانیت اجتماعی و سیاسی را فراهم نمی کند. تولید به یک فرد، ملت و کشور، اعتماد به نفس می دهد؛ مبنای حفظ هویت ، حفظ استقلال و حفظ فرهنگ بومی و مظهر قدرت است. تولید نیروی محرکه تغییر است و دامنه فکر و مرزهای فهم پدیده ها را گسترش می دهد."

ایشان در مطلبی دیگر با بررسی رفتار چین و کره شمالی به ریشه یابی نقش "شخصیت" در سرنوشت ملتها می پردازد و با مقایسه این دو کشور درصحنه بین الملل به این نکته اشاره می کند که:"افراد،سازمانها، گروهها و کشورها همه شخصیتی دارند که نسبتا باثبات است. منظور از شخصیت چیست؟ چقدر حوصله دارند؟ چقدر به دیگران گوش می دهند؟ چقدر احساسی و هیجانزده هستند؟ چقدر به تایید دیگران نیازمندند؟ چقدر علاقمند به تغییرند؟ چقدر زمان می برد تا به یک موض.ع واکنش نشان دهند؟ " وی با اشاره به کره جنوبی و جایگاه کنونی کره می گوید:" حس و شخصیت همکاری و هماهنگی و تجانس با دیگران قبل از اینکه در فکر افراد باشد در وجود  ناخودآگاه انهاست و بزرگترین سرمایه مردم شرق آسیا، شخصیت همکاری آنهاست که در یک دوره 25 ساله، قدرت مالی جهان را از غرب به آسیا انتقال دادند.در برابر شخصیت همکاری شرق آسیایی، شخصیت متوسط خاورمیانه ای است. شخصیتی که افراد متفاوت از خود را حذف می کند. مرتب انسانها را تقسیم بندی می کند. تبعیت افراد را می خواهد نه همکاری انها را.خیلی با توانایی افراد کار ندارد. بجای انکه از موفقیت افراد بیاموزد بطور ناخودآگاه ناراحت می شود. شخصیتی که عموما در بیرون از خود به دنبال دلایل ناکامی می گردد و غمزده و احساسی و معمولا عصبی است."

به راستی چگونه افراد دربستر اجتماع قوام می یابند و چگونه در جریان جامعه پذیری اموره هایشان را به منصه ظهور می گذارند؟

پادزهر جامعه مسموم امروز، پایه گذاری اصول فرهنگی است.

اگر قرار باشد تحولی در جامعه ایران صورت گیرد تنها علاج آن، بازگشت به  تولید و بازتولید مفاهیم فرهنگی و اخلاقی است. منظور از مفاهیم اخلاقی نه صرفا واژه های خوب و بد یا زشت و نازیبا نیست؛ منظور مفاهیمی است که به مرور زمان باعث قوام یافتن رفتار افراد جامعه و اصلاح کژکارکردیهای نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه می شود. اگر بنا باشد ایرانی بسازیم که در ده سال آینده حرفی برای گفتن داشته باشد، مردمانش در رفاه نسبی و امنیت روانی روزگار بگذرانند، تولید و کار جزو سرمایه های اجتماعی تلقی شود و همکاری و مشارکت در سطح جامعه مشهود باشد؛ چاره ای نداریم جز عبرت آموزی از الگوهای موفقی که در دوره ای همچون ما یا شاید بدتر از ما بوده اند اما با اصلاح زیرساخت اساسی در کشورشان، به احیا و قدرت بخشی به کشورشان  پرداخته اند. نمونه بارز این امر کشور سنگاپور است. که طی سده ی گذشته با اصلاح آموزه های نظام آموزشی و تربیتی خود و اولویت قرار دادن سیستن آموزشی خود، نسلی را برای سنگاپور تربیت کرد که امروز سنگاپور را در رده کشورهای مطرح در حوزه های مختلف قرار داده است.

و بیاد داشته باشیم که تحولات و تغییرات فرهنگی زیرساخت تغییرات بنیادین در اجتماعات مختلف است و تا مردم یک جامعه از لحاظ فکری آمادگی پذیرش مفاهیم جدید را نداشته باشند به تغییر تن نمی دهند و تغییرات فرهنگی تغییراتی است که نیازمند زمان است و در فاصله دو نسل یا چندین نسل نمود پیدا می کند. بنابراین برای داشتن ایرانی متفاوت باید ارزشهای موجود در نظام آموزشی و رسانه ها را به عنوان دو رکن اساسی فرهنگ سازی و انتقال مفاهیم در جامعه، مورد توجه ویژه قرار دهیم.

با ریشه یابی بحران های جامعه امروز می توان به تزریق ارزش های مفقود در حوزه های مختلف اجتماع رسید و با توجه و اهتمام مسولین و گردانندگان و سیاسیتگداران، ارام ارام برای تغییرات بنیادین در جامعه اهتماتم ورزید.

چیزی که به نظر می رسد، جامعه امروز ما تبدیل به جامعه ای شده که معیارهای کرامت انسانی در آن رو به زوال است و افراد به نوعی دچار مسخ فرهنگی شده اند و این آغاز مردگی برای جامعه است. زیرا اعضای جامعه که در پیوند تنگاتنگ با یکدیگر و محیط اجتماع هستند هیچ انسجامی بین خود با دیگران، دولت، کشور و جامعه احساس نمی کنند و هرکس به فکر منافع شخصی خویش حتی به بهای تضعیف منافع دیگران است. اعتماد عمومی در جامعه ما تقریبا رخت بربسته و مهمترین سرمایه اجتماعی رو به اضمحلال است...

دین در جامعه ما تبدیل به ابزاری برای گذران امور دنیوی و گاهی سواستفاده در برخی جنبه ها شده است و کارکرد اصلی دین که همان ترویج مفاهیم ارزشی و اخلاقی به عنوان ابزار خودکنترلی افراد بوده است تقریبا جایگاه خود را از دست داده و بخصوص در بین نسل جوان جایگاه تاثیرگداری ندارد و این در حالی است که قشر عظیمی از جوانان ما نیازمند کسب الگوهای رفتاری و اخلاقی خاص خود هستند که در نبود مرجع مشخص برای این امر در جامعه، هرروز بیش از پیش شاهد دین گریزی نسل های جوان و الگوبرداری از شبکه های ماهواره ای توسط جوانان هستیم.

یکی از ابعاد مهمی که باید به ان توجه کرد؛ عبور از نگاه غالب جنسیتی و بحران جنسیتی در جامعه است. جامعه ما جوان است و باید ابزارهای لازم در زمینه های اطلاع رسانی، کنترل ، فرهنگ سازی صحیح در برخورد دو جنس باهم تعبیه شود تا جوانان ما به سمت الگوبرداری از شبکه های ماهواره ای نروند. مهمترین دلیل جذابیت این شبکه ها برای جوانان پاسخگویی به بخشی از نیازهای جوانان است که در جامعه ما نادیده انگاشته شده اما متاسفانه ندیدن مساله به معنای نبودن  آن نیست. در این راستا نیازمند آموزه ها و مهارتهای بین المللی زندگی و رفتارهای اجتماعی هستیم تا نسل جدید با اگاهی با دنیای پیرامون خویش ارتباط برقرار کنند.

از طرفی دیگر؛ وسعت اندیشه های هر نسل به گستردگی دایره واژگانی است که می دانند. یعنی اگر قرار باشد تحولی صورت گیرد ریشه آن در فهم متفاوت و آموزش مفاهیم جدید توسط اعضای جامعه است. بپذیریم تا زمانیکه سرانه مطالعه در کشور ما حدود 2 دقیقه است فقط یک معنا دارد: جامعه ما نیازی به اموختن نمی بیند و این یعنی اغاز انجماد فکری در جامعه.

و نهایتا اگر قرار باشد نسلی اصلاح شود باید از کودکانی شروع کنیم که درآغاز راه آموختن هستند و بعد به سراغ والدینی برویم که تربیت کنندگان این کودکان هستند... سخن بسیار است اما همین نکته مارا کافی باشد که آگاهی ریشه رشد و تغییر در جوامع است و تا افراد جامعه خود را نیازمند آگاهی ندانند اتفاقی در جامعه نخواهد افتاد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نویسنده : معصومه رحیمی مدرس دانشگاه و روزنامه نگار

به پیج اینستاگرامی «شهروندالبرز» بپیوندید
instagram.com/shahrvand.alborz