کد خبر: ۳۴۸۲۳
سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۰۴
تعداد بازدید:8522
صفحه نخست » فرهنگ

صدایی فراتر از یک آوازه خوان

هنرمندان نماد عاطفه و روح جاودانه هر ملتی محسوب می شوند و آثار آنان به مثابه گنجینه ای ارزشمند در ملل و جان شیفتگانش همیشه ماندگار خواهد بود و آنچه یک هنرمند را می‏ تواند از دیگران متمایز کند، ویژگی ‏هایی است که باید آن را فراتر از هنرش مورد بررسی قرار داد و این اتفاق درباره ‏ی «محمدرضا شجریان» به جهات مختلف قابل مشاهده بود .

به گزارش شهروندالبرز ، محمدرضا شجریان یکی از مهم‏ترین خوانندگانِ تاریخ موسیقی ایران است؛ اما این ویژگی تنها در صدای او وجود نداشت، بلکه دانش موسیقایی وی بود که از دیگر خوانندگان بزرگ جدایش می‏ کرد. او فقط از صدای خوانندگان قدیمی بهره نبرد ؛ بلکه از هنر بسیاری از نوازندگان نیز بهره برده است و همان‏طور که خودش می‏ گفت بزرگ‏ترین استادش «جلیل شهناز» است. او همچنین این قدرت را پیدا کرد که از معرفت نهفته در هنر نیز بهره بگیرد که کمتر هنرمندی است که صاحبِ آن است.

 اما اینها هیچ‏ کدام برای او به آسانی انجام نشد. «محمدرضا شجریان» در زندگی خود از چنان ممارست و تمرینات سختی بهره برده است که کمتر خواننده و نوازنده ‏ای می‏ تواند مثلِ او برخورد کند. و تا آخرین روزهای قبل از بیماری ‏اش این تمرینات سخت را ادامه می ‏داد. «باغ هنر بم» نیز از همین معرفت نهفته در وجود ایشان سرچشمه می‏ گیرد. همه ما کمتر هنرمندی را می‏ شناسیم که به اندازه ‏ی او به اهمیت مسائل اجتماعی و تاریخی در آثارش بپردازد؛ برای همین است که با بررسی آثار او می ‏توان، دوره ‏هایی مهم از فراز و نشیبِ تاریخِ این سرزمین را مشاهده کرد.

 این اتفاق در دوره ‏های مختلف برای او دشواری ‏هایی را به وجود آورد و حتی به ممنوع‏ الکاری او نیز انجامید. در آن زمان نیز که زلزله ‏ی بم رخ داد، «محمدرضا شجریان» به جای آنکه خودش را تنها به برگزاری یک کنسرت محدود کند، تلاش کرد اقدامی انجام دهد که برای همیشه ماندگار باشد. او به هیچ ‏عنوان نگران ماندگاری نامِ خود نبوده است بلکه نامش برای همیشه در تاریخ هنر این سرزمین به خاطرِ آثارش ماندگار خواهد ماند.

او می‏ خواست به تنهایی کاری انجام دهد که بسیاری از انجام آن عاجز هستند یا انگیزه ‏ی کافی برای انجامش را ندارند. او این کار را با فروتنی بسیار زیادی انجام داد و حتی زمانی که آن دشواری‏ ها را در کار برایش به وجود آوردند، با متانت خودش را از پروژه کنار کشید و به گفتن این شعر بسنده کرد که: «ما آزمودیم در این شهر بخت خویش / برون کشید باید از این ورطه رخت خویش» من دو آلبوم با آقای شجریان کار کردم که موسیقی ‏اش را به طور مشترک با مرحوم پرویز مشکاتیان ساختیم، یعنی «جان عشاق» و «گنبد مینا» و همیشه این را از افتخارات خود می ‏دانم.

 اینک شجریان چند روزی است دیگر در میان ما نیست اما صدایش همچنان در دل و جان ما همچون پرنده ای رها می خواند.

 آری استاد دیگر نیست اما هنرمندان هرگز تمام نمی شوند.

رضا عباس زاده 

نویسنده : رضاعباس زاده

برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید

نظرات شما

 

  • بخش نظرات تنها برای ارائه نظرات شما در رابطه با همین مطلب می باشد و نظرات متفرقه حذف خواهند شد.
  • لطفاً از نوشتن متن های تبلیغاتی و یا توهین آمیز خودداری فرمایید.
  • نظرات شما پس از تایید مدیریت وبسایت قابل نمایش خواهد بود لطفاً در ارسال نظرات صبرداشته باشید
  • قبل از ارسال نظرات خود قوانین سایت را مطالعه بفرمایید