کد خبر: ۲۹۴۰۵
یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۰۷
تعداد بازدید:9694
صفحه نخست » جامعه

چرا انتصاب زنان مدیر اتفاق مبارکی است؟

در عالم نظر ودر عرصه عمل حضور حداکثر ذی نفعان در فرایند سیاستگذاری عمومی نسبت معناداری با میزان موفقیت یک سیاست عمومی دارد. اینکه مردم به عنوان سوژه های اعمال سیاست در فرایند تعیین موضوع، قرار گرفتن در دستورکار، انتخاب راه حل، اجرا و ارزیابی مشارکت داشته باشند موضوعی کلیدی است.

به گزارش شهروندالبرز ، ایده ال آن است که دولت در معنای عام، مجموعه متنوعی از اقشار یا گروه های مختلف جامعه را نمایندگی نمایند.

به این ترتیب موضوعات وارد در تقویم سیاستی دستگاه ها به ایینه مطالبات عمومی نزدیک تر می شود؛ راه حلهای اتخاذ شده با اجماع بیشتری روبرو می گردد و لذا در مقام اجرا منجر به گشایش در مشکلات عمومی خواهد شد. خروجی این روند مشارکتی طبیعتا ارزیابی بهتر جامعه و ارتقای رضایتمندی آنان است.

امروزه دامنه وظایف و اختیارات دولت افزایش چشمگیری یافته است و از قبل از تولد تا پس از فوت و از جامعه تا درون خانه را در بر می گیرد.همچنین الزامات نظام اقتصادی و شیوه زیست مردم سبب افزایش تعداد زنانی شده است که علاوه بر وظایف خانگی در محیط خارج از خانه وظایف حرفه ای به عهده دارند.

زنانی که اغلب برای غلبه بر فرهنگهای سازمانی مغایر با این نقش جدید به سمت ارتقای مضاعف توان حرفه ای و دانشی خود پیش می روند و مدارک دانشگاهی معتبر و عالی دارند.

با این وجود فرهنگ سازمانی و برخی شئونات عرفی اغلب زنان را بیش از مردان درگیر پدیده ای می نماید که از آن با عبارت کفهای چسبنده و سقفهای شیشه ای یاد می کنند. زنان به دلیل عدم دسترسی به مناسبات غیر رسمی موجود در انتصابات، کمتر فرصت تجربه پلکانی مدیریت را می یابند و نتیجه این محرومیت کمبود فرصت تجربه و لذا نبود تناسب میان درصد مدیران میانی و ارشد زن و درصد جمعیت بانوان سازمان ها می باشد.

حضور کم رنگ زنان به لحاظ تعداد سبب می شود؛ موضوعاتی که زنان به طور معمول نمایندگی می کنند؛ نظیر خانواده، ‌محیط زیست، فرهنگ و اقشار اسیب پذیر کمتر در دستور کار قرار گیرد.‌

ضمن انکه زنان ناخود اگاه به دلیل قلت در زمینی بازی می کنند که نماینده جنسیت انها نیست. «نظریه مارپیچ سکوت» می گوید؛ انسانها در صورتیکه احساس نمایند در اقلیتند از ترس رسوا شدن سکوت می کنند.

علاوه بر این نیروی انسانی ارزشمندترین سرمایه یک سازمان است و برای حفظ انگیزه یادگیری و پیشرفت نیروی انسانی ترسیم افق ارتقا بهترین ابزار است که طبیعتا بهره وری سازمان را افزایش می دهد. این نقصان را که کمابیش در سراسر جهان شاهد آن هستیم کوشیده اند با نوعی تبعیض مثبت اصلاح نمایند.

دو دهه پیش در همین شهر کرج در انتخابات اتحادیه تشکلهای غیر دولتی هیچ یک از بانوان کاندیدا رای نیاوردند.مدتی بعد زعمای امر پیشنهاد برگزاری انتخابات را بین خانمها برای اضافه شدن یک نفر به جمع منتخبین به صورت سهمیه ترجیحی مطرح کردند.

گر چه در آن زمان مخالف سرسخت این تبعیض و لزوم برنامه ریزی برای رقابت مساوی و عادلانه در سال بعد بودم؛ اما تجربه سالها فعالیت اجتماعی و اداری مرا با هواداران این موضوع همسو کرده است که عدالت به معنی برابری نیست و برای جبران تاخیر در ورود نیاز است مدتی دیگرگونه عمل کرد تا پس از چندی همگان بتوانند از ابتدای پیست بازی را آغاز کنند.

به ویژه آنکه در باورهای دینی ما مناصب فراتر از جنبه دنیوی ، فرصتی برای خدمت و پرورش ابعاد وجودی اند و الیوم در گام دوم انقلاب ارائه الگویی جامع و مانع از وجوه چندبعدی شخصیت زنان شاخص انقلاب اسلامی از وظایف تک تک ما به شمار می آید.

گزاره های نظری فوق در سالهای اخیر در عمل آزمون شده و کارآیی آن نمایان شده است. مصوبه اختصاص 30 درصد مناصب مدیریتی به زنان تا پایان برنامه ششم توسعه به عنوان یک ابزار تنظیم گری در مقام عمل منجر به ارائه فرصت خدمت به نیمی از جامعه در قالب مناصب مدیریتی شده است.

به گونه ای که در حال حاضر 9 معاون استاندار زن درسطح کشور منصوب شده اند و خوشبختانه در البرز نیز با نگاه ویژه مقام عالی دولت در استان علاوه بر رئیس سازمان برنامه،3 مدیرکل، 3 معاون فرماندار و بیش از 200 بانوی مدیر پایه منصوب شده اند و انشالله خبرهای بهتری نیز در راه است.

مریم اسماعیلی فرد

دکترای سیاستگذاری عمومی

 

نویسنده : مریم اسماعیلی فرد

برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید

نظرات شما

 

  • بخش نظرات تنها برای ارائه نظرات شما در رابطه با همین مطلب می باشد و نظرات متفرقه حذف خواهند شد.
  • لطفاً از نوشتن متن های تبلیغاتی و یا توهین آمیز خودداری فرمایید.
  • نظرات شما پس از تایید مدیریت وبسایت قابل نمایش خواهد بود لطفاً در ارسال نظرات صبرداشته باشید
  • قبل از ارسال نظرات خود قوانین سایت را مطالعه بفرمایید