کد خبر: ۲۸۳۲۱
شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۰۸
تعداد بازدید:15718
صفحه نخست » جامعه

به همت نیکوکاران البرزی

معجزه زندگی یک زندانی زن که مسلمان شد

نوعروس مسیحی که ۱۸ سال به اتهام قتل عمد بدون هیچ ملاقاتی در زندان بود، در حالی از مجازات قصاص رهایی یافت و به زندگی دوباره بازگشت که مسلمان شده است.

به گزارش شهروند البرز، نوعروس مسیحی که ۱۸ سال به اتهام قتل عمد بدون هیچ ملاقاتی در زندان بود، در حالی از مجازات قصاص رهایی یافت و به زندگی دوباره بازگشت که مسلمان شده است.

«ر.ف» و همسرش سیده «م. ح» زوج نیکوکار البرزی با پرداخت دیه به اولیای دم، نامه آزادی این زن نومسلمان را امضاء کردند.

نماز صبح امروز حال و هوای دیگری دارد. انگار چیزی در قلب «ماریا» می شکند. یا علی می گوید و از جا بر می خیزد. همان دادخواهی که این روزها بارها با تمام وجود صدایش زده و باورش دارد. باور کرده که نجاتش می دهد از ظلمی که نکرده و گناهی که به جان خریده است.

اشک ناخواسته بر روی گونه های زن جاری می شود اما نمی خواهد ناامید شود. او درک درستی از «توکل» دارد.

ماریا هرگز خوشبخت نبوده اما همیشه حق انتخاب داشته است. این زن تا نفس دارد، پای انتخابش ایستاده است. چه انتخاب یک شوهر ایرانی با وجود سخت گیری های خانواده و بی وفایی های او، چه تغییر دینش از کاتولیک به مسلمان پشت دیوارهای سرد و سنگین زندان.

خودش می گوید: مادرم فرانسوی و پدرم ایرانی بود. وقتی یکساله بودم، مادرم ترک مان کرد و به کشورش برگشت. هشت سال پیش هم پدرم جان سپرد و تنهای تنها شدم. من کاتولیک بودم و به تازگی مسلمان شده ام. دیگر کسی مرا نمی شناسد و حتی کوچه های شهر هم جای قدمهایم را از یاد برده اند.

یادآوری حادثه شوم

آرامش در وجود زن میانسال موج می زند. اما از یادآوری خاطرات آن روز شوم، آهی می کشد و چشمان دریایی اش، طوفانی می شود: «در شیراز زندگی می کردیم. ۲۰ روز از نامزدی ام با یک مرد مسلمان می گذشت و خوشبخت بودم. همسرم در استخر خانه شنا می کرد و دختر ۶ ساله همسایه دیوار به دیوارمان هم در حال بازی با سگ مان بود. بی خبر از حادثه ای که در راه بود، نمی دانستم عمر خوشبختیم از عمر دخترک نیز کوتاهتر است. دخترک بی خبر به داخل استخر افتاد و بر اثر ضربه سرش به پلکان بیهوش شد. همسرم هراسان او را به بیمارستان رساند و من همسایه را باخبر کردم. اولین برگ از این پرونده جنایی با این گزارش ثبت شد.»

ماریا به حلقه ای که هنوز در دستش است، خیره می شود: «پای میز محاکمه با تمام وفاداریم به همسرم ایستادم و متهم به قتل عمد شدم. منتظر ماندم تا نامزد جوانم به وعده اش عمل و رضایت همسایه شان را جلب کند. اما خصومت آنها با همدیگر ریشه دار بود. حالا از آن روزها ۱۸ سال می گذرد و من بی ملاقاتی، روزهای پر اضطراب و پر انتظاری را پشت سر گذاشته ام».

روزهای روشن یک زن در تاریکی زندان

چهار سال پیش در سایت سازمان زندانهای استان البرز گزارشی از یک مددجوی مسیحی به نام ماریا آمده است که در دوران محکومیتش، به عنوان نماینده سالن قرنطینه، روزهای پرباری را در زندان سپری می کند. این سالن در بند نسوان از نظر آراستگی، نظم و بهداشت، به خوبی اداره می شود و با داشتن کتابخانه ای که ماریا جمع آوری کرده و شامل ۲۰۰ جلد رمان بود، آنها را نه تنها در اختیار زنان زندانی، بلکه مددجویان کم سن و سال کانون اصلاح و تربیت نیز قرار می داد.

ماریا در این باره می گوید: همدم و مونسم بعد از لطف خدا، کتاب است و این دوران را بدون هیچ ناامیدی و دغدغه و سرشار از امید گذراندم.

تلاش مدعی العموم برای آزادی ماریا

حاجی رضا شاکرمی دادستان عمومی و انقلاب استان البرز با اطلاع از اینکه به تازگی اولیای دم حاضر شده اند با دریافت دیه از مجازات ماریا صرفنظر کرده و از قصاص وی چشم پوشی کنند، از زوج نیکوکار البرزی که بارها برای آزادی زندانیان بدهکار پیشقدم شده اند دعوت کرد تا اجر معنوی نجات این زن ۵۰ ساله را در کارنامه روشن زندگی شان به یادگار بگذارند.

در حالی که بنا بر گزارش مددکاری زندان، ماریا برای دیگر مددجویان ایجاد اشتغال کرده و در ارائه خدمات به زندانیان از جایگاه خوبی برخوردار بود، زندانیان زن در گلریزان، مبلغی برای پرداخت دیه و آزادی وی جمع آوری کردند اما هنوز راه زیادی تا آزادی این زندانی بی ملاقاتی مانده بود. بدین ترتیب زوج نیکوکار البرزی با فرستادن نماینده خود به دفتر دادستان کرج، نامه آزادی این زن را امضا کردند.

می خواهم بنده خوب خدا بمانم

«ر. ف» نیکوکار جوان البرزی اظهار کرد: امیدوارم سرگذشت عبرت آموز این زن پرتلاش که آگاهانه و بر اساس شناخت و مطالعه به دین اسلام گرویده است، از یادها نرود. خوشحالم که خداوند، من و همسرم را لایق کمک به این بنده گرفتار دانست و برای این اجر بزرگ، انتخاب کرد. شایستگی خدمت به انسان های درمانده و گرفتار، نعمتی است که امیدوارم در خانواده ام پابرجا و پایدار بماند و این بزرگترین سرمایه برای فرزندانم است.

این نیکوکار البرزی افزود: قلبم از شادی مردم کشورم، آرامش می یابد و با رفع نیاز هر انسان دردمند است که می توانم بنده خوب خدا باشم و از زندگیم لذت ببرم. آرامش درونیم را از رضایت پروردگار و دعاهای خوب مردم دارم و این حال خوب برایم باارزش ترین ثروت و دارایی است.

وی که با انفاق بخشی از اموال خود موسسه فردوس برین را جهت شناسایی و حمایت از محرومین واقعی راه اندازی کرده است، تاکید کرد: خوشبختانه تا کنون این موسسه نتایج پرباری داشته است و توانسته ام با اعزام ۷۵۰ نفر از مشتاقان محروم به کربلا، ساخت چند مسجد، اعزام سه محموله برای کمک به سیلزدگان، تهیه مسکن برای نیازمندان، برگزاری جشن ازدواج ۴۰ زوج جوان، پرداخت هزینه درمان بیماران سرطانی، آزادی تعداد زیادی از زندانیان بدهکار و غیره نسبت به پروردگارم ادای دین کنم.

 

منبع خبر: خبرگزاری مهر

برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید

نظرات شما

 

  • بخش نظرات تنها برای ارائه نظرات شما در رابطه با همین مطلب می باشد و نظرات متفرقه حذف خواهند شد.
  • لطفاً از نوشتن متن های تبلیغاتی و یا توهین آمیز خودداری فرمایید.
  • نظرات شما پس از تایید مدیریت وبسایت قابل نمایش خواهد بود لطفاً در ارسال نظرات صبرداشته باشید
  • قبل از ارسال نظرات خود قوانین سایت را مطالعه بفرمایید