کد خبر: ۲۸۲۵۴
چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۲۰
تعداد بازدید:16620
صفحه نخست » فرهنگ

علل تاریخی عقب ماندگی جامعه ایرانی از ابتدای تاریخ

اگر نظری به تاریخ گذشته سرزمینی کهن ودیرین و باستانی وطنان ایران بیاندازیم. این موضوع را در می یابیم که چه عواملی باعث عقب ماندگی و خسارات­هایی که در راه پیشرفت امورات از هر نوعش که در آن گام برمی­داشتیم، ناگهان با یک توقف و تغیر چند دهه­ای و گاهاً چند قرن به عقب برگشت می­نمودیم.

به گزارش شهروندالبرز ، بقول فرزانه ­ای تاریخ مردم ایران نام ه­ای طولانی و پایان ناپذیر است،که گذشته دور آنرا انشاء می­ کند، و آینده دور آن­را خواهد خواند. و شک نیست که در عمر تاریخ برین نامه بر سال­ ها بگذرد.

اگر نظری به تاریخ گذشته سرزمینی کهن ودیرین و باستانی وطنمان ایران بیاندازیم. این موضوع را در می یابیم که چه عواملی باعث عقب ماندگی و خسارات­هایی که در راه پیشرفت امورات از هر نوعش که در آن گام برمی­داشتیم، ناگهان با یک توقف و تغیر چند دهه­ ای و گاهاً چند قرن به عقب برگشت می­نمودیم.

مطالعه دقیق تاریخ به ما می­گوید، که در طی سالیان متوالی مملو است از راز و رمز و فراز و نشیب؛ چه در پیروز­هایی افتخار آفرین که موجب احترام و رونق کشور ما از هر نظر شده، چه در شکست­ها که اکثراً توسط هجوم قبایل و عشایر چادرنشین بی­تمدن و یا نیمه­تمدن که موجب ویران شدن داشته­های غنی و آثار تمدنی کشور گردیده. ناگهان بر اثر حمله های خشن و سلطه اقوامی اجنبی، با فرهنگ و ساختار اجتماعی و سیاسی، اقتصادی جدیدی روبرو می­شدیم.یعنی اینکه بعد از یک دوره تاریخی و عمل و انس گرفتن به آنچه آموخته و عمل می­کردیم، با ورود تازه واردان فاتح پایه و اساس آنچه که داشتیم از بن و ریشه تغییر می­یافت. بطوری که شالوده بناها و ساختار یک فرهنگ نو به میل و اراده ی فاتحان ریخته می­شد. و مردم مجبور به عمل به آن می­شدند که برایشان از هر جهت غیرخودی و ناآشنا بود.

هر کدام از سلطه­گران تقریباً بیش از چند دهه و حتی چندین قرن در این سرزمین می­ماندند. حاصل اولیه­اش خسارت عظیم انسانی، مالی، فرهنگی و ... حذف دولت­مردان و اندیشمندان و صاحبان کار و دل سوختگان به وطن بود (وطن پرستان) در نهایت تغییرات شگرف و جدیدی را در تمام امورات با خود وارد می­کردند. علت اصلی اینگونه حذف کردن پایه و امورات، نداشتن یک سرمایه فرهنگی و تمدنی در نزد مهاجمان بوده، که از داشتن این خصوصیات عالی در میان ایرانیان رنج می­بردند، و توان مقابله فرهنگی را نداشتند. پس می­بایست همه چیز تغییر و از نو بنا می نهادند.

جامعه مغلوب مجبور بود بر خلاف میل باطنی و رغبت خود، تحمل کند و عمل نماید به دستورات و قوانین فاتحان،ورنه از سرها مناره می ساختند. اکثر مهاجران بعلت ضعف در اداره یک جامعه پیشرفته آن روز و نبود سابقه ای برای کنترل ملتی با عظمت و بزرگی مانند ایران.ابتدا از طریق شمشیر اراده بی­هویت و بی­ریشه خود را با زور پیاده می­کردند هنگامی که با مقاومت مردم مواجه می­شدند بناچار پس از دهه­ ها بعلت ناتوانی با مقاومت مردمی روبرو می­شدند. آنگاه به آرامی در آداب و سنن ایرانی جذب و حل می­شدند، و ناچاراً برای حفظ و بقای خود از مشاورین و ادیبان و متفکران داخلی برای کنترل کشور استفاده می­کردند. ورنه برای تعالی و ترقی ملت مغلوب هیچ برنامه و اراده ای نداشتند.

این پس رفت­ها بویژه در سرزمین مادری ما با توجه به موقعیت جغرافیایی مملو از ثروت و نعمات خدادادی از قبیل آب، مرتع­ها و انبار غذا، و تمدن غنی،واقع شدن در چهارراه جهانی در تمامی دوران­ها و شرایط اجتماعی و سیاسی و اقتصادی خاص خود که همواره مورد طمع بوده، تلاقی فرهنگ­ها و تمدن­ها در بعضی از مواقع چه در دوران باستان و چه بعد از ورود اعراب که می­بایست در یک تعامل عقلانی و رفت آمد و بده بستان فرهنگی و تجاری و ... موجب بحث و جدل علمی و بازرگانی بین متفکران و در نهایت رشد هر دو طرف می­گردید.اما متاسفانه طرف مهاجم اگر پیروز می­شد،از روی جهل و عدم اندیشه شمشیرهای خود را برای غارت و بلعیدن آنچه که از تلاش و اندیشه مردمان سخت کوش و زحمت کش و با اصالت ایرانی طی سالیانی بدست آمده بود، ناگهان آنرا مورد حمله قرار می دادند.همه چیز به یکباره نابود می­گردید.

بایستی متذکر شد که از هزاران سال قبل از دوران کهن و باستان و اسلامی تا قبل از دوران پهلوی­ها این ایلات و عشایر بودند،که در این کشور قدرت می­گرفتند، (و یا ورود می کردند). هیچ گونه برنامه­ای برای گفتگو و تعامل در راه آموختن از یکدیگر نداشتند. همواره چشم و عقل و نیت آنها غارت بوده.جالب اینجاست که نداشته­های فرهنگی اخلاقی خود را بر داشته­های تمدنی و ریشه­دار مردم ایران تحمیل می­کردند. از این جهت بر اثر این حملات و هجوم­ها؛ هر بار با ویران کردن دارائی­ها این سرزمین از قبیل تاسیسات کشاورزی، تشکیلات آبرسانی و راه­ها و زیربناهای اقتصادی و آموزشی به یک باره نابود، و در نتیجه جامعه ایرانی را با یک عقب گرد و رکود طولانی همراه با حقارت روبرو می­ساختند. در حقیقت می­توان به جرأت گفت از عمده عوامل مهم عقب ماندگی­های این سرزمین کهن هجوم مرگباری بوده که در مواقعی که وطن از رهبری بی­کفایت و ضعیف و مدیریتی ناتوان و عدم یک­پارچگی اقوام مختلف بسر میبرده، این حمله­ها باعث نه تنها شکست و تسخیر جغرافیایی می­شده، بلکه موجب تغییر اساسی روش و منطق و آموزه­های و داشته­های با ارزشی میگردید.یعنی تغییر مکرر رفتارها در اداره کشور.

در این نوشته به بعضی از هجوم­های اقوام مختلف خلاصه و کوتاه اشاره­ای خواهم داشت.

حمله آشور بانیپال به ایران (646 ق.م)

پس از آنکه دولتی با تمدن و ریشه دار و تماماً ایرانی (لرها که به عیلامیان معروف بودند)اجداد اولیه اقوام (لک) پایه­گذار تمدنی با شکوه با فرهنگ ناب ایرانی را بنا نهادند، که می­رفت در صحنه آن روزگاران جایی باشکوه در سطح جهان بدست آورند.ناگهان مرکز این تمدن عظیم مورد تجاوز همسایه خود یعنی آشوریان (اقوام عراق کنونی) واقع می­شوند. در کتیبه­ای که از این جریان بدست آمده آشوربانیپال به صراحت فتح خود را چنین بیان می­کند.

در سرزمین ایلامیان (در آن زمان کشوری بنام ایران وجود نداشته) دستور دادم حتی یک جاندار را زنده نماند. همه موجودات زنده را از انسان تا حیوان از هر نوعش را از دم تیغ گذراندم. هیچ موجود زنده­ای باقی نگذاشتم. بردند و نابود کردند آنچه که عیلامیان با تمدن،ساخته و پرداخته و به آن عمل می­کردند. بنای عظیم چقازنبیل که یکی از عجایب جهان و شهری در چند طبقه بوده، از آثار این قوم هنوز بقایای آن موجود است.خیلی از آثار و بناها و ابنیه این دوره از تاریخ ایران متأسفانه هنوز کشف و شناخته نشده و در زیر خروارها خاک پنهان مانده.

چونکه کسی تاریخ کهن ایران از ابتدا بخصوص قبل از عیلامیان را پیگیری نمی کند، و دلسوزی ندارد. این تمدن تماما ایرانی(نژاد لرها) چند هزار سال قبل از تاریخ هخامنشیان شکل می گیرد، که اندک اندک دارد در اطراف نینوا و دیگر نقاط بین النهرین از زیر خاک سر بر می آورند.

تاریخ مکتوب ایران را اکثراً غربیان نوشته، و شروع آن را از مادها و هخامنشیان که به آرایایی ها معروفند لقب میدهند و معرفی می نمایند. و اصرار دارند که آریایی ها از اروپا وارد ایران شده، و تمدن ایرانیان را بنا نهادند. یعنی شاخه ای می باشند از نژاد اروپاییان، که عقیده دارند آنچه پارسیان به آن فخر دارند زاده و ریشه در اروپا دارد. متاسفانه عده ی زیادی هم در داخل به این باور هستند که ما آریایی هستیم. اما اینطور نیست، حتی اخیرا عده ای از کاشفان غربی در غارهای اطراف خرم آباد لرستان به کشفیاتی دست یافته اند، که نژاد اولیه اروپائیان از لرستان به غرب رفته، و به علت هایی مجددا به ایران و هند بازگشته اند.(که رسانه ای هم شده) یعنی اجداد اروپائیها ایرانی می باشند.

خیلی از تارخ نویسان سومری ها را از نژاد اولیه عیلامیان (ایرانیان نخست می دانند) پروفسور( وارن) استاد دانشگاه لندن در کتابی به نام سومرآریان و (دکتر فرانک هول) در تاریخ قدیم شرق در کاوش های خود از غارهای لرستان و ... در این مورد مطالبی دارند.

خلاصه اگر بخواهیم زمان آغاز حکومت و تمدن در ایران عهد عتیق را نسبت به حکومت هخامنشیان بسنجیم مانند این است که از دهه ها سال قبل نسبت به سال گذشته مطلبی بیاوریم.(نمونه اش کتیبه حمورابی)

برگردیم به ماجرا، پس از ویرانی و غارت قوم آشور و بهم ریختن یک تمدن اصیل ایرانی، مهاجمان سرزمینی سوخته­ای از خود بجا می گذارند.

خوشبختانه شاخه­ای دیگر از عیلامیان و از نژاد پاک ایرانی، یعنی قوم(ماد) از غرب ایران سربر می­آورد، و بر آشوریان وحشی و خونخوار غلبه می­کنند، و آنها را از ایران آن روز بیرون می نمایند، و خود پایه گذار تمدن ایرانی جدیدی میشوند.

از ابتدای حکومت ایرانی مادها، تا پایان حکومت پر افتخار هخامنشیان که بیش از سه نیم قرن بطول می­انجامد سرزمین ایران با توجه به خمیرمایه­های قوی تمدنی و فرهنگی و تماماًایرانی یکبار دیگر با رهبران با لیاقت و زنان و مردان پرتلاش خود دیگر بار بر بام دنیا آن روز قرار میگیرند،و بزرگترین امپراطوری جهان از نظر وسعت و تنوع اقوام که از یک مرکز اداره می شده را بوجود می آورند.

آثار و ابنیه­ها آن دوران هنوز هم چشم جهانیان را نوازش می­دهد، و گواه بر عظمت اقوام ایرانی دارند. بایستی گفت که در تمام کشورهای مغلوب که توسط آرتش ایرانیان فتخ می شد هرگز دیده و یا خوانده نشده، که با زور روش و یا دینی بر آنها تحمیل کرده باشند، و یا بخواهند مردمان آن سرزمینها را از زبان و عادات خود دور کنند و یا آنها را کوچ نمایند.

حمله اسکندر مقدونی (224 ق.م)

پس از آن همه ساخت و ساز بنیادی و زیربنایی و عمرانی راه­ها،مراکز دینی، فلسفی، فرهنگی و آموزشی،پلها،ساتراپ ها و شهرهای پر رونق. ایجاد پست خانه ها و نامه رسان و قوانینی متمدانه اداره جامعه، که از دوره عیلامیان و مادها- بخصوص هخامنشیان شکل گرفته بود. و مردم ایران در رفاه و آسایش و صلح و در قدرت و پیشرفت­های مختلف علمی از هر نوعش قرار گرفته بودند،که نتیجه­اش هنوز هم تاریخ نویسان کهن و جدید عالم آنرا تمدن جهانی و فخر بشر می دانند و می­نامند. مردمان سرزمینهای امپراطوری پارس در صلح  وآسایش و عدالت و برابری زندگی می کردند، نمونه اش کتیبه معروف کوروش بنام حقوق بشر است که بر سر در سازمان ملل بعد از چند هزار سال هنوز نصب،که تمدن ایرانی را  برُخ جهانیان می رساند.

هدف پارسیان با قدرت،آن روزگاران سعادت برای همه اقوام بشری و یکتاپرستی در گستره جغرافیای امپراطوری­شان بوده. متأسفانه اینبار نیز دست حوادث از آستین جوانکی مفعول به نام اسکندر مقدونی (بنقل از خیلی مورخین) که همواره همخواب مرد داشته. (مراجعه شود به کتاب پسر ایرانی-تالیف ماری رنولت) به امید فتح جهان و شرق ،که می­بایست ابتدا از دروازه و سد ایران می­گذشت.شوربختانه در آخر حکومت پادشاهان هخامنشی به علت ضعف و عدم همبستگی در اقوام مختلف سراسر کشور و درگیری شاهزادگان و خواجه­گان دربار و غرق در لذات دنیوی و فساد یکبار دیگر سرزمین مقدس ایران از روی طمع و حسد زیر سم اینبار مردمی تقریباً متمدن از سرزمین غرب فتح می­شود.آن­ها از فلاسفه و حکما و اطبا و اندیشمندان بزرگی برخوردار بودند. این سردار یونانی از مشاوران عالی و با فکری استفاده می­کند. افرادی مانند سقراط و نصیحت او را که در کهن دیار پارس اگر می­خواهی به تمدن و یکپارچگی آنها غلبه کنی مردان کوچک را بر پُستهای بزرگ و برعکس آن بگمار،تا سرزمین جاویدان از درون گسیخته و بدست افراد نالایق و کوچک اداره شود، که چنین می­کند. یکبار دیگر می­سوزانند و خراب می­کنند و محو می­شود آنچه که در طی قرنها مایه فخر جهان شده بود.

نابود کردند آنچه را که باعث رونق سرزمین ایران شده بود. این فاتحان هیچ چیز متمدانه ای را که به آن افتخار میکردند به ایران ارزانی نکردند، بلکه کاروان­های زیادی بردند کتابخانه­ها و اشیائی باارزش و آنچه ساخته و پرداخته ملتی کهن بود مابقی را سوزاندند. مظاهر تمدن و فرهنگ پارسیان به یکباره فرو ریخت برای نمونه فقط در سغد (تاجیکستان فعلی) ده­ها هزار نفر را از دم تیغ گذراندند (ایران باستان ص 194-233) تاریخ گردیزی ص590 درباره سوزاندن کتابخانه­های ایران توسط مقدونی­ها می­نویسد که دژ نوشت که در آن کتابهای بسیار با ارزشی از علم، هنر، فلسفه ، نجوم و ... بود تا توانستند به یونان بردند و بقیه را آتش زدند. مراکز مهم آموزشی و علمی به یکباره تعطیل و نابود می­شوند. آیا اینها کافی نبودند برای یک گردش به عقب ملتی با فرهنگ و تمدن؟

بعد از مرگ این جوانک مفعول، که بخاطر فتح ایران توسط غربیان به او لقب کبیر داده شد، ایران و کشورهای آسیایی سهم یکی از سرداران او می­شود به نام سلوکز که به سلوکیان معروف شدند. آنها در طی یک قرن و یکی دو دهه در این سرزمین ماندند. شهرها و اماکن زیادی بسبک و سیاق یونانی ساختند و شدیداً قصد تغییر ریشه­ای تمامی داشته­های پارسیان از قبل زبان، ادب ، فرهنگ و حتی لباس را داشتند. طی روشی بنام هلنیسم یعنی ایرانیان دوستدار (فرهنگ و اداب یونانی) تغییر همشیگی فرهنگ پارسیان را از آداب و عادات خود پی گیری و پی ریزی می کردند. و ده­ها شهر بنام سلوکیه در اقصا نقاط ایران زمین ساختند تماماً با عرف و سنن و آموزش زبان یونانی.

اما از انجا که ایرانیان همواره مانند درخت سرو بر اثر طوفان حوادث خم شده اما نشکسته دوباره این ملت که بدنبال فرصتی بودند، قد علم میکنند و اینبار توسط قومی تماماً خالص ایرانی بنام قوم پارت از سرزمین مردخیز خراسان بپا می­خیزند، و حکومت نزدیک به 500 ساله اشکانیان را بنا می­نهند. طی مدتها با جنگهای پارتیزنی که این نوع جنگ­ها از ابداعات اشکانیان است. قوم اجنبی سلوکیان را از وطن همراه با فرهنگشان اخراج می­کنند. این سلسله پرشکوه در زمان خود با ابرقدرت نوظهوری بنام رومیان که بعد از غروب یونانیان پا به عرصه وجود می­نهد مواجه و همسایه می­شوند.طی بیش از یکصد جنگ تمام عیار بزرگ و کوچک که اکثراً با پیروزی ایرانیان بوده جلوگیری می­کنند از آنچه که غربی­ها (رومیان) می­خواستند.یعنی آرزوی اسکندر و خود را که فتح ایران و در نهایت تسخیر کل آسیا بود را به خواسته­ای غیرممکن تبدیل می­کنند.

در زمان حکومت اشکانیان پل­های ارتباطی- شرایط بازرگان بین چین و هند و روم. با ساختن راه­های مناسب و ایجاد مجلسی بنام مهستان که تشکیل شده بود از نخبگان برای اداره کشور. کلا کشور و مردم ایران در این دوران از اقتدار بالایی برخوردار بودند. این سلسله نیز بعد از نزدیک به پنج قرن در اواخر عمر خود با ضعف و درگیری های داخلی روبرو می­شود. خوشبختانه اینبار نیز یک قوم تماماً ایرانی بنام ساسانیان دیگر بار بر این سرزمین به قدرت می­رسند.بایست گفت اگر صلابت و قدرت و استقامت اشکانیان نبود مسلما جای ساسانیان پرشکوه را رومیان می­گرفتند.

متاسفانه تاریخ از اشکانیان کم نوشته و علت آن را دشمنی ریشه­دار پادشاهان اولیه ساسانیان بخصوص اردشیر بابکان با آنها، علت دیگر آنرا محو آثار تمدن و نام اشکانیان از صفحه تاریخ می­دانند. آنچه از این سلسله با شکوه و با عظمت گفته و نوشته شده تماما توسط تاریخ نویسان ارامنه و غرب می­باشد.

دوران پرصلابت و پرافتخار ساسانیان و اشکانیان مجموعاً نزدیک به 9 قرن به درازا می­کشد. در این عصر و دوران اوج عظمت و اقتدار ایرانی یکبار دیگر با توجه به جنگ­های فراوان با ابرقدرت غرب آن روزگاران یعنی رومیان که تا حدودی مانع پیشرفت این سلسله­های ایرانی می­شود. اما ایرانی به جهت خصلت و ذات و مرامش مجددا باز می­گردد به اصل و ریشه خود. ساختن مراکز علمی- صنعتی، هنری ، تحقیقاتی ، پل­های فراوان ، راه­ها مراکز دانشگاهی مانند (دانشگاه جندی­شاپور) صنایع کشتی سازی ، اسلحه سازی و پوشاک. وجود شعرا نویسندگان سیاستمداران نخبگان همچنین مناسبات تجاری با غرب و شرق عالم و ایجاد جاده ابریشم، هرتسفلد (محقق آلمانی) نام بیش از یکصد شهر باشکوه ساسانی را ثبت و فهرست کرده.تحولات زیادی در این چند قرن پا به عرصه وجود می گذارند،که آثار آنها هنوز بجاست. متاسفانه جنگ­های 23 ساله زمان خسروپرویز با رومیان بخاطر تعصب بیهوده که چندین بار تا پیروزی و فتح پایتخت روم شرقی بیزانس پیش می روند.اما بخاطر لجاجت این پادشاه مغرور بی خرد که از فرصت ها استفاده نمی­کند، و تمام توان مردم کشور را بجهت جنگ­ها و مالیات و رفتار بد مُعبدان و مُغ ها و کودتاهای پی­درپی فرسوده خسته می کند. و به دنبال این فشارها و کمبودها مردم، حتی راضی بودند به ورود و حمله خارجی­ها که از بار مصیبتشان رها شوند.

حمله اعراب (637. م) 

که همه از کم و کیف آن آگاهیم.

باز هم در اوج اقتدار فرهنگی و تمدنی و پیشرفت ، قبایلی که به تازگی یکتاپرست شده بودند از سرزمین عربستان آمدند که شکم­های گرسنه خود را از خوان گسترده و پرنعمت و بهشت موعود ایران سیر کنند ورنه کسانی که بخواهند مردمانی را به خداپرستی و بُردن به بهشت و پرهیز از گناه دعوت کند، نیازی نبود که با شمشیر و خونریزی به، ملتی که از ازل یکتاپرست بوده بقبولاند که خدای واحدی وجود دارد ، شاید در سرزمین­های بت­پرست که خدایشان مجسمه سنگی و گلی و چوبی بوده این دعوت ها مقبول باشد، اما ایرانیان خدای واحد را با روش های نوینی می پرستیدند. بهر حال موضوع بحث ما حقانیت دین جدید و اسلامی که پیامبر (ص) بنیانگزارش بود نیست،چنین که ایشان می­اندیشیدند و تعلیم می دادند متاسفانه حاکمان و خلفا و جانشینان پیاده نکردند.

بحث ما حمله از راه شمشیر و دگرگونی اساسی و بنیادی تمام زیرساخت­ها و تعویض فرهنگی به فرهنگ دیگر است،که بنام دین انجام گرفت.

شعار تازیان عرب این بود که یا جزیه پرداخت کنید (پول) و یا شهادتین را ادا نمایند تا کشته نشوید جای سئوال است کسانیکه توانایی پرداخت دیه را داشتند، و یا شهادتین را برای حفظ جان و مال خود ادا کردند.چگونه متولیان یکتاپرستی عرب از درون و نیت آئین جدید از روی رغبت و میل در نزد مغلوبین آگاه می­شدند؟

قوم سامی (عرب­ها) اساسا قومی تندخو، تیز و عصیانگرند که اموراتشان پر از خشم و کینه و خون بوده و اصالتشان از شمشیر و هر آنکس که بیشتر بکشد برتر است.

 در شعر و ادبیات عرب این موضوعات کاملا مشهود است، حال ناگهان یک ملت آرام و دارای منطق و فلسفه سابقه تمدنی طولانی زیر دست قوی با چنین خصوصیاتی قرا می­گیرد نتیجه اش معلوم است. با این تفاصیل، عصر شعر و ادب فلاسفه اطباء دانشگاه­ها امثال(جندی شاپورها) و دیگر مراکز علمی و صنعتی فراوان و شهرهای پررونق علمی و اقتصادی که مدیریتشان تماما بدست ایرانیان و از روی گزینش عقلانی اداره می­شد.ناگهان مغلوب قومی می­شوند که منطق خود را شمشیر می­دانستند، به آنها تفهیم کرده بودند؛ چه بکشد و یا کشته شود جایگاهشان بهشت است، و خون و مال هر کس که در مقابلشان قرار گیرد حلال است. نمونه ای از عظمت فرهنگ آن روز ایرانیان همین بس که بر سر در دانشگاه جندی شاپور با خط درشت نوشته بودند خرد بر شمشیر پیروز است.

با این وضعیت و تبلیغات بود که توانستند بر پارسیان پیروز شوند. همیشه تسلط بر ایرانیان زمانی اتفاق افتاده که کشور فاقد یک انسجام داخلی و یک رهبر مقتدر و دوراندیش بوده از طرفی شاهزادگان فاسد و اُمرا و سران قبایل مختلف و قدرت طلب و تمامیت خواه، مرکز گریز بوده­اند. متاسفانه در آن زمان مردم  فاقد یک اتحاد و انسجام محکم،منافع فردی و گروهی­شان را پشت سر قدرت مرکزی قرار نمی داند. این عوامل در طول تاریخ مکرراً باعث سقوط کشور و در نهایت تغییر و تحولات شگرف در تمام زمینه­ها از هر نوعش را باعث ­شده، که بیشتر بر می گردد به ضعف حکام و اذیت و آزار و سرکوب در داخل و نپرداختن به امورات اقتصادی، و باز یک حکومت با یک ایده و رفتار و رهبران جدید، و اداره جامعه مغلوب به سلیقه و سبک فاتحان به عقب برمی­گشتیم، از آنچه آموخته بودیم این مصائب و خسارات در درازای زمان اثرات جبران ناپذیری در ایران ما بجا گذاشته. نوشتن و یادآوری دیگر تحولات بر اثر هجوم­های بیگانه و اجنبی، که منجر به تغییر اساسی و ریشه­ای فرهنگ­ها و آداب مردم می­شده کم نیستند اگر بخواهیم به هر کدام از آنها بپردازیم از وقت و حوصله این نوشته بدور است.

برای نمونه و بطور خلاصه می­توان از حملات و آسیب­هایی که بعضی از اقوام نیمه وحشی و فاقد تمدن به این آب و خاک وارد کرده­اند فهرست بار اشاره­ای  می توان داشت از جمله حمله ترکان غزنوی (999.م) حمله ترکان سلجوقی (1030.م) حمله ترکان قراختایی (1141.م) حمله ترکان غز (1154.م) حمله مغول­ها (1120.م) حمله تیمور (1381.م) حمله افغانها (1720.م) و ده­ها تهاجم خارجی و داخلی و دیگر کشمک­ها امیران و شاهزادگان و روئسا و عشایر که همگی همراه بوده با تاراج کشتار و ویرانی­های فراوان. هر یک سال­ها و قرن­ها جامعه ایرانی را از رشد طبیعی و تحول اجتماعی و تکامل تاریخی باز داشته­اند. این تجاوزات مکرر تاثیرات مخرب خود را بر شعور اجتماعی مردم باقی می­گذاشتند، و باعث قطع رابطه جامعه با بُعد تاریخی خویش می­گردیدند.

در حقیقت هر کدام از این حملات یک شمشیری بودند که هر دفعه جامعه ایران را از ریشه و گذشته پرافتخار خود قطع می­کردند، بطوری که مجبور میشدیم از صفر شروع کنیم. آنچه را که به ما از راه زور و تهدید پیاده و اجرا کرده بودند. اینگونه شد که ما میراث خوار تاریخ و فرهنگی هستیم که نیمی از آن معدوم و نیمی دیگر مخدوش و مجهول گشته است.

بطور مثال اگر بخواهیم به حمله مغول­ها اشاره­ای داشته باشیم با توجه به آنچه در تاریخ نوشته شده قلم یارای یادآوری آنها را نمی­دهد.

فقط در نیشابور هزاران تن بقتل رسیدند. در مرو در سمرقند، بخارا هم به همین گونه کشتند و سوزاندند آنچه که عاشقان علوم و هنر در مراکز آموزشی اش بجا گذاشته اند. در جُرجانیه (پایتخت خوارزم) مغول­ها بکلی ویران کردند و غارت نمودند کتابخانه­ها و مراکز تجاری و علمی و نجومی این شهر را که شهره عالم بود در هرات چندین هزار انسان را که اکثراً دارای صنوف و یا کشاورزی و دیگر مشاغل بودند را نابود کردند. این شهر از پرجمعیت ترین شهرهای ایران در عصر خود بود، بکلی ویران شد. (تاریخ جانگشا- ج1- صص 255-257-127-128) (روضه الجنات ج2 ص 372) در زمانی که بزرگترین شهرهای اروپا در قرن 13-م دارای بیست تا سی هزار نفوذ بودند شهرهای مرو، نیشابور، هرات و ... هر یک چند ده هزار نفر جمعیت داشتند. سرزمین­های آباد خراب و شهرهای پررونق از نظر جمعیت و اقتصاد علم و دانش در حمله مغول ویران و خالی شدند.

گذشته از هجوم­های اقوام بیگانه، در ایران پهناور فرقه­ها و دسته­جات مذهبی نیز با عقاید مختلفشان به جان هم می­افتادند . در این ماجراها علما و بزرگان عقیده و رأی کتب و مدارس دینی دیگران را قبول نداشتند، و دیگری را مجبور می­کردند که عقیده گروه قالب را بپذیرند. بی تردید تضاد مذاهب و اختلاف سران اقوام در همبستگی تعامل ملی را دچار شکاف و تفرقه و زمینه را برای ورود و تسلط اقوام و قبایل خشن تر و بی منطق تر مهیا می­کرده.

اگر مقایسه ­ای داشته باشیم بین حمله مغولها و اعراب در مییابیم،که مغول­ها اساسا متوجه تصرف و قدرت و تغییر شکل سیاسی حکومت در ایران بودند . مغولها بخاطر فقدان یک مذهب مشخص و عدم اعتقاد به هیچ یک از ادیان و آئین­های معتبر در مجموع از تعصب مذهبی و برتری ملتی به ملت دیگر بدور بودند.

اما اعراب از یکطرف می­کوشیدند تا با اشغال نظامی استقلال، شکل سیاسی حکومت ایران را نابود کنند (سرنگونی یک امپراطوری چند هزار ساله) از طرفی تلاش کردند که خط و زبان، فرهنگ و نظم اجتماعی سیاسی در غارت و سوزاندن هزاران کتابخانه و مراکز علمی و هنری. اعراب بعلت نداشتن خصوصیات برجسته فرهنگی و تمدنی که نزد ایرانیان بود و خود فاقد آن، احساس حقارت می­کردند، نتیجه در تمام ارکان اداره کشور پارسیان تغییرات اساسی بوجود آورند. برکناری مسئولین و زمامداران ایرانی از رده­های بالا تا رده­های پایین را در دستور کار داشتند. از توهین به گذشته پرشکوه ایرانیان و تقسیمات جغرافیای این سرزمین هیچ کوتاهی بعمل نیاورند.

گرچه بعد از دو قرن ادامه حکومت خود را بدون حضور ایرانیان غیر ممکن دانستند که باعث سقوط خلفای (اموی) به دست ایرانیان شد، ناگزیر شدند از مشاورین و نخبگان ایرانی برای حکومت و بقای خود استفاده کنند.

اما در پایان بایستی گفت تمام متجاوزین به این سرزمین بخصوص رهبران و صاحبان اطاق فکرشان، در برتری نژاد غالب و برقراری حکومتی استبدادی، طمع، و باجگیری(اختلاس)، نابود کردن تمدن و فرهنگ ناب ایرانی اساسا از آن بی بهره و به آن حسادت می ورزیدند. مشترک بودند، وا حتمال آنکه فاتحان طول تاریخ این سرزمین هدفشان در جهت ارتقا و پیشرفت اصول انسانی و دیگر مسائل حقوق بشری برای ایرانیان بوده، ناممکن و باور نکردنیست اکثراً با قصد نابودی برتری ایرانیان از لحاظ دانش و علوم ریاضی، نجوم، فلسفه، هندسه و ریاضی و ... که باعث برتری ما بر جهان زمان خود بوده حمله می­کردند.

اکنون نیز خطرهایی شاید خیلی بزرگتر و پیشرفته تر با آلات و وسائل امروزی در کمین ملت ما می­باشد. دیگر با زور شمشیر و جنگ کشور را اشغال نمی کنند و امروز مغزهای متفکرین ما براحتی از کشور خارج می­شوند و آنها را ترور و یا می ربایند، مراکز تخصصی و آموزشی عالی ما خالی از نخبگان که نتیجه اش خروجی ضعیف از دانشگاه­ها و مراکز علمی و اداری است، که جامعه ناچاراً بدست افرادی نالایق اداره میشود. عقیده نداشتن به خرد جمعی و عدم استفاده از مدیران بصورت شایسته سالاری و گماردن افراد ناصالح و غیرمتخصص در امورات مهم یعنی اینکه بعد از چند هزار سال داریم نصیحت سقراط را به اسکندر اجرا می­کنیم، یعنی گماردن افراد کوچک و بی خرد به کارهای بزرگ و بلعکس اهمیت ندادن به صندوق های رأی به معنی واقعی، نپرداختن به تاریخ پر از فراز و نشیب و توجه نکردن به علل شکست­ها و پیروزی­ها سرزمین کهن مان،درس نگرفتن از آنچه بر اساس ضعف و یا قدرت حکومت داران بر سر این کشور آمده. ارج نگذاشتن به تمامی اسطوره­ های بزرگ از عهد کهن تا به امروز، و تعلیم نوع زندگی و آثارشان در دروس درسی عدم رسیدگی به زندگی روزمره مردم بخصوص جلوگیری از خروج نخبگان ،فارغ التحصیلان، وضعیت معاش و طبقات کارگر و ضعیف و فقرا جامعه در نهایت تولید علمی بایستی صورت گیرد که با علوم پیشرفته امروز جهان هماهنگ باشد. و اهمیت دادن به اقلیتهای مذهبی، قومی و دینی در کشور به طور مساوی، تا تمام اقلیتها عشق به وطن را در سرلوحه خود بدانند.

مواظب باشیم از روی لجبازی و بی خردی  بدست خود رشته نکنیم آنچه را که بافته ایم.

موارد دیگر و همچنین نتیجه نهایی این نوشته را به عهده خوانندگان عزیز می­گذاریم بطور مثال: آیا ما مردمان سلطه پذیری هستیم؟

اما جمله آخر ملتی که تاریخ خود را نشناسند و از فراز و نشیب­های آن پند نگیرد، مسلماً تکرارش را شاهد خواهد بود. پس تاریخ را از یاد نبریم.

به امید سرافرازی سرزمین کهن و ریشه دار ایران و مردمانش

 ح- بهادری(لک)   زمستان 1397

نویسنده : ح- بهادری(لک)

برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید

نظرات شما

 

  • بخش نظرات تنها برای ارائه نظرات شما در رابطه با همین مطلب می باشد و نظرات متفرقه حذف خواهند شد.
  • لطفاً از نوشتن متن های تبلیغاتی و یا توهین آمیز خودداری فرمایید.
  • نظرات شما پس از تایید مدیریت وبسایت قابل نمایش خواهد بود لطفاً در ارسال نظرات صبرداشته باشید
  • قبل از ارسال نظرات خود قوانین سایت را مطالعه بفرمایید