کد خبر: ۲۷۴۶۴
چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۵۵
تعداد بازدید:17809
صفحه نخست » جامعه

شهرها چطور اسطوره‌های مدرنیته شدند؟

تهران؛ شهری که تجربه مدرنیته را در خود زنجیر کرده است

شهرها اسطوره­ های مدرنیته هستند و تهران، پایتخت 230 سالۀ ایران، پایتخت سه نظام سیاسی مختلف(قاجارها، پهلوی و جمهوری اسلامی)، حتماً اسطورۀ خاص خود را بنا و روح ویژه­ای مطابق با این اسطوره خلق کرده است. عمیق­شدن هرچه بیشتر در حال و هوای پایتخت ایران، یعنی کوشش و تقلا برای توضیح شهری که تجربۀ مدرنیته را در خود زنجیر کرده است

به گزارش شهروندالبرز ، 1. شهر و دلالت­ های پرشمار آن در طول روز موضوعِ گفت‌وگویِ شهروندان است. بسامد این واژه انسان را دچار حیرت می­ کند. همه از شهر حرف می­ زنند؛ از ساختمان­ ها و اتوبان­ ها، از مال­ ها و مراکز خرید، از ترافیک و آلودگی هوا. وجوه مختلف و جالب پدیده ­های شهری موضوع گفت‌وگو قرار می­ گیرد و در نتیجه به جریان سیال آگاهی راه می­ یابد. شهر همه­ جا حاضر است، توأمان در بیرون و درون، در بیرون به مثابۀ کالبدی زنده و پرتحرک حضور دارد و نیز در درون (ذهن)، حیات مستقل خود را دارد. تو گویی «شهر» است که ما را وادار به سخن و اندیشه می­ کند.

 

شهر همچنین ابژۀ مطالعۀ متخصصان، تکنسین­ ها و کارشناسان رشته­ های مختلف علمی است. آن­ها به گونه ­ای دیگر شهر را می­ بینند و دربارۀ آن حرف می­ زنند. شهر برای متخصصان حکم یک مجموعۀ درهم ­تنیده و پیچیده­ را دارد. باید تا سرحد یک برنامۀ جامع و هماهنگ، ابعاد و زوایای پیدا و پنهان آن را لحاظ کرد و به مدیریت جزء جزء آن همت گماشت. آری، شهرِ متخصصان و مهندسان، شهری است مبتنی بر ایدۀ تنظیمات، که البته فارغ از نتایجش، ادعای عقلانیت و زیست‌پذیری بهتر را دارد.

2. اما وقتی دربارۀ ابرشهری مثل تهران و یا هر شهر بزرگ و تاریخی دیگری صحبت می ­کنیم آیا باید به همین گفتارهای روزمره بسنده کرد. آیا نگرش مهندسان و کارشناسان، تخصص آنها و گفتمان علمی ناظر بر این تخصص ­ها می­ تواند وجه غایب، ناپیدا و بالقوۀ حیات شهری یا همان روح یک شهر را توصیف کند. آیا می­ تواند روح آن را تسخیر و دنیای آن را توضیح دهد. آری روح! مگر می­ شود شهری مثل تهران روح نداشته باشد. شهرها اسطوره ­های مدرنیته هستند و تهران، پایتخت 230 سالۀ ایران، پایتخت سه نظام سیاسی مختلف (قاجارها، پهلوی و جمهوری اسلامی)، حتماً اسطورۀ خاص خود را بنا و روح ویژه ­ای مطابق با این اسطوره خلق کرده است. عمیق ­شدن هرچه بیشتر در حال و هوای پایتخت ایران، یعنی کوشش و تقلا برای توضیح شهری که تجربۀ مدرنیته را در خود زنجیر کرده است. اما نظام ­های تخصصیِ علمی به دلیل محدودیت ­ها و تنگ­ نظری­ های خاص علوم - که توضیحش مجال دیگری می­ طلبد- قدرت و اعتبار چندانی در فهم پدیده‌های مدرن ندارند. جهان افسون­ زداشدۀ مدرن به طور دائم در حال خَلق افسون­ هایی است که زندگی را امکان­ پذیر کند و حیات را تداوم بخشد ولی علوم‌تجربی، توجهی به روح، افسون­ و راز و رمزها ندارد. اما بی­ تردید هنر در تسخیر این ارواح ظرافت بیشتری دارد. به تعبیر نیچه «هنر در قیاس با علم صداقت بیشتری دارد، زیرا حضور غایی توهم را تشخیص می­ دهد و می­ پذیرد».

 3. پیش از رشد و گسترش سینما، ادبیات مهمترین ابزار هنری برای توصیف واقعیت­ های پیچیده و غیرملموس شهری بود. به عبارت دیگر، متافیزیک شهرهای مدرن در ادبیات تجلی می­ یافت. داستایِفسکی در یادداشت ­های زیرزمینی، پترزبورگ را «انتزاعی­ ترین و متفکرترین شهر روی زمین» معرفی کرد. از نظر چارلز دیکنز، «لندن مرکز عالم بود»؛ مکانی شگفت­ انگیز که هر شهر دیگری حتی پاریس، تنها در نسبت با آن قابل تصور و توضیح بود. «داستان دو شهر» دیکنز داستان لندن و پاریس است. جمیز جویس در نوشته­ هایش می­ خواست قلب دابلین را تسخیر کند. او رمان معروفش یعنی «اولیس» را نوشت تا اگر روزی دابلین ویران شود، از روی این اثر مهم بتوان دوباره آن شهر را بازسازی کرد. در رمان­ های بالزاک، «پاریس شخصیت و جسم دارد». «خیابان­ های این شهر دارای خصایل انسانی هستند». «او در یکی از رمان­ هایش برای توصیف پاریس از استعاره دوزخ استفاده می­ کند».

4. اگرچه تهران لندن و پاریس نیست اما برای ما همه­ چیز است. شهر تهران در ادبیات مدرن ایران جایگاه برجسته ­ای دارد. نخستین رمان اجتماعی ایران عنوان تهران را یدک می­ کشد؛ آن هم «تهران مخوف». محمد حجازی در سال 1312 رمانی می­ نویسد به نام «زیبا». زیبا رمانی است دربارۀ گسترش نظام مدرن اداری و فساد ساری و جاری آن و انسان، اسیر در این سازوکارهای پیچیدۀ اداری و شهری. در هر دوی این آثار، «شهر تهران هر روز همچون عنکبوت وجود شخصیت‌هایش را به رشته ­ای تازه از هوای نفس می­ بندد و جان پاک آن­ها را تا آخرین نفس می­ مکد». تهران حتی در سرآغازهای خود ظرفیت قابل‌توجهی برای پرورش انسان مدرن ایرانی داشت. باری، هرچه زمان می­ گذرد نقش و نفوذ ادبیات کم­رنگ می­ شود و هنرهای بصری بخصوص سینما جای آن را می­ گیرد. به یاد بیاوریم «کندو»ی فریدون گله و مصائب شخصیت اصلی فیلم برای اجرای شرط باخته ­اش را، یا فیلم دیگری از همین فیلم­ساز به نام «زیر پوست شب». در هر دو فیلم به نظر می­رسد روح تهران متورم شده و به چنان حدی از خشم و خروش رسیده که تنها یک انقلاب می­ تواند آن روح سرگردان و عاصی را از بند رها کند. اتفاقی که ار قضا چند صباحی بعد به وقوع می­ پیوندد.

5. اما در سال­ های گذشته با افول هنر، دیگر خبری از تسخیر هنرمندانۀ روح و متافیریک جاریِ تهران نیست. تسخیر هنری یا توصیف و توضیح عالمانۀ آن به­ کنار، دیگر حتی باور به این روح از بین رفته است. اکنون گفتارهای علمی و تخصصی میدان­ دار عرصه هستند. ایدۀ تنظیمات شهری گوی سبقت را از روایت­ های داستانی، نمایش­ ها و دیگر هنرهای بصری و غیربصری ربوده است. در غیاب آثار درخشان هنری، گفتمان علمی تلاش می­ کند شهر را پدیده ­ای اقتصادی و اجتماعی معرفی کند که مدیریت آن نیازمند تخصص­ های مختلفی چون عمران، معماری و شهرسازی، علوم‌اجتماعی و غیره است. اما حیات فاوستی تهران پس از دو قرن همزیستی با مدرنیته دیگر قابل تقلیل به گفتارهای علمی و دانش­ های تخصصی نیست. از اول هم نبود.

تهران، قرار بود پلی باشد بین ایران و جهان غرب؛ پشت ­سر سنت، روبرو مدرنیته. در دو قرن گذشته و بخصوص دهه­ های اخیر تا توانست به این ایده نزدیک شد. موتور محرک این شکل از پیشرفت نه فقط تهران که دیگر بخش ­های سرزمین ایران است. ارزش­ زدایی مستمر از دیگر نقاط جغرافیایی این امکان را به تهران داد تا پیوسته بر ارزش خود بیفزاید. در نگاه اول به­ نظر می­ رسد دیگر نقاطِ سرزمین حذف شده ­اند اما این حذف تدریجی، یک صورت باطنی دیگر دارد. آن­ها حذف نشده ­اند بلکه در جغرافیای تهران تکثیر شده اند. تهرانْ ایرانی است بازآفرینی شده در جغرافیایی متصور و محدود. در این شهر همه­ چیز خاستگاه شهرستانی دارد؛ لهجه­ ها، روابط اجتماعی و بوروکراتیک غیررسمی، مناسبات اقتصادی، همه و همه واقعیتی پیچیده و چندوجهی را تبلور می­ بخشد. اما متافیریک حاکم بر این شهر همّ این تفاوت­ ها را در خود فرو می ­برد و از نو می ­آفریند. تهران خاستگاه بیشتر تغییر و تحولات مهم ایران مدرن بوده است. این تجربه­ های تاریخی هویتی پیچیده به شهر داده است. تهران موجودی است فرارونده و ساختارناپذیر. روح تهران در همین انعطاف و ابهام مأوا دارد.

مهدی محمدی

 دانشجوی دکترای جامعه شناسی شهری دانشگاه تهران

 

نویسنده : مهدی محمدی

برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید

نظرات شما

 

  • بخش نظرات تنها برای ارائه نظرات شما در رابطه با همین مطلب می باشد و نظرات متفرقه حذف خواهند شد.
  • لطفاً از نوشتن متن های تبلیغاتی و یا توهین آمیز خودداری فرمایید.
  • نظرات شما پس از تایید مدیریت وبسایت قابل نمایش خواهد بود لطفاً در ارسال نظرات صبرداشته باشید
  • قبل از ارسال نظرات خود قوانین سایت را مطالعه بفرمایید