کد خبر: ۲۶۱۱۷
دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۲۹
تعداد بازدید:5923
صفحه نخست » جامعه

به همت زوج نیکوکار البرزی ؛

بهار زندگی چند مرد و زن درمانده در زمستان تنهایی

زوج نیکوکار البرزی که تا کنون مقدمات آزادی بیش از یک هزار زندانی بدهکار را فراهم کرده و در مداوای بیماران نیازمند، تامین جهیزیه عروس و تهیه مسکن افراد بی سرپناه پیشقدم شده اند، به شادی ولادت حضرت فاطمه نیز روشنی بخش زندگی نیازمندانی شدند که کور سوی کلبه محقرشان در حال خاموشی بود.

به گزارش شهروندالبرز ، «ر.ف» و همسرش سیده «م.ح» در نخستین اقدام به پیشنهاد دادستان استان البرز، بدهی یک زن درمانده را که به خاطر سرقت یک جفت گوشواره زندانی شده بود و کودک شیرخواره اش هر شب با لالایی غمگین مادر، در سلول تنگ و تاریک به خواب می رفت را پرداخت کردند تا دنیای کودکی این نوزاد بی گناه، بدون بازی و اسباب بازی سپری نشود.

انفاق اموال بدون افشای هویت

 «حاجی رضا شاکرمی» دادستان عمومی و انقلاب استان البرز اظهار کرد: نمی توان در رسیدگی عادلانه فقط حقوق شاکی را در نظر گرفت و نسبت به شرایط متهم و آسیب هایی که در کمین خانواده او است، بی تفاوت بود. چرا که خانواده یک زندانی، ناخواسته و بدون هیچ گناهی، پا به پای وی مجازات می شوند و بی آنکه مرتکب جرمی شده باشند، تاوان سنگینی می پردازند. به همین دلیل با افتخار اعلام میکنم که فقط دادستان شاکیان نیستم و از حقوق آسیب دیدگان و زندانیان بی پناه نیز حمایت می کنم. 

 دادستان استان البرز ضمن قدردانی از حس مسئولیت پذیری و نوعدوستی زوج نیکوکار البرزی گفت: خوشبختانه «ر.ف» سالهاست که همراه همیشگی انجمن حمایت از زندانیان استان البرز است و در رفع گرفتاری نیازمندان، ایتام تحت سرپرستی، زندانیان جرایم عمد و غیرعمد، تهیه مسکن افراد بی پناه و تامین جهیزیه عروس، اموال خود را با گشاده رویی و بدون افشای هویت خود، انفاق می کند. به درخواست وی، هر سال در چند نوبت، فهرست زندانیان بدهکار در اختیارشان قرار می گیرد و آزادی صدها زندانی بدهکار برگ زرینی است که هر ساله در زندگی او ثبت می شود. بی شک دادگستری و دادسرای عمومی و انقلاب البرز نیز برای حفظ اعتماد وی، به محض پرداخت بدهی یک زندانی ، در کوتاهترین زمان دستور آزادی متهم را صادر می کند.

 آزادی یک هزار و 120 زندانی در کارنامه زوج نیکوکار

 «ر.ف» لبخند کمرنگی به چهره دارد و به آرامی می گوید: هر کس در زندگی راهی برای رسیدن به آرامش درون و رضایت قلبی خود می یابد و من با دریافت نامه آزادی یک زندانی دربند، شادی بزرگی مهمان قلبم می شود.17 سال است که این کار بی وقفه و پیوسته ادامه پیدا کرده و از خداوند سپاسگزارم که اموال مرا صرف رهایی افراد دردمند و زندانی کرده است. هیچوقت نمی دانستم چه تعداد زندانی را نجات داده ام و شمارشی از آنها نداشتم. در تمام این سالها از انعکاس بخشش هایم در رسانه ها پرهیز کردم اما به توصیه مشاورانم تصمیم به بیان فعالیت های حمایتی ام گرفتم تا به مردم کشورم پیام بدهم که در صورت گرفتاری و ناامیدی، به حمایت افراد خیر دلگرم باشند. همچنین با بیان شرایط سخت زندگی انسانهای دردمند، افراد بی نیاز و متمول جامعه را به انجام امور خیر دعوت کنم تا بدانند در همین شهر، زنی با کودک تازه متولد شده اش شبهای پر انتظاری را پشت میله های زندان سپری می کند و با تمام وجود خدا را صدا می زند.یا اینکه مادری در زندان ضجه می زند که نگران فرزندانش است که پس از زندانی شدن او سرگردان شده اند. حالا هم مشاورم با بررسی نامه های آزادی زندانیان که به دفترم فرستاده شده است، تعداد آنها را بیش از یک هزار زن و مرد اعلام می کند. زندانیانی که گاه بخاطر مبلغ ناچیزی دور از خانواده بودند و هیچ یک از نهادهای حمایتی به خاطر عمدی بودن جرم شان نمی توانستند برای آزادی آنان اقدامی صورت دهند. یا زندانیانی که در واپسین لحظه های عمر، در برابر دیه ای دور از انتظار پای چوبه دار قرار گرفته بودند اما بار دیگر به لطف خداوند، فرصتی برای زندگی دوباره یافتند.

 نیکوکار البرزی ادامه می دهد: از برکت دعاهای این افراد درمانده است که هیچوقت سنگینی بار مالی این کار خیر را احساس نکردم و انگار خداوند در این معامله ، ثروتش را به زندگیم جاری کرده است تا مبادا شرمنده بندگانش شوم. خوشحالم که من و خانواده ام در انجام این بخشش بزرگ مورد آزمایش قرار گرفته ایم و از خداوند خواسته ام تا نیازمندان واقعی را در مسیر زندگیم قرار دهد. وی تاکید کرد: از چند ماه پیش به توصیه و نصیحت دوستانم سعی دارم برای شناسایی نیازمندان واقعی، از راهنمایی افراد نیکوکار مورد اعتمادم برای انجام تحقیقات و کسب نتیجه درست بهره ببرم و پس از تایید نهایی، چک صادر می شود.

 «ر.ف» با تاکید بر اینکه در این سالهای دور، هیچگاه فرد زندانی یا خانواده او را ملاقات نکرده است، افزود: از همراهی و راهنمایی « احمد فاضلیان» رییس کل دادگستری استان البرز و «حاجی رضا شاکرمی» دادستان عمومی و انقلاب این استان در معرفی محرومان واقعی و تسریع در روند آزادی زندانیان بدهکار سپاسگزارم چرا که جلب اعتماد نیکوکاران، موجب تشویق و دلگرمی آنان به انجام امور خیر و رفع گرفتاری افراد درمانده می شود.

رهایی کودک شیرخواره ای که در زندان به دنیا آمد

 در بازدید خانم دکتر ابتکار از زندان زنان فردیس که به همراه شهبازی استاندار البرز و شاکرمی دادستان عمومی و انقلاب البرز صورت گرفت، چهره تکیده زنی 20 ساله و کودک شیرخواره اش، پای زوج نیکوکار را به سرنوشت آشفته زندانی زن باز کرد.

مددکاران زندان گفتند: او در کودکی در سانحه رانندگی، پدر و مادرش را از دست داده و نزد مادربزرگش زندگی می کرده تا اینکه به صیغه مردی درآمده و بخاطر تنگدستی، اقدام به سرقت یک جفت گوشواره از طلا فروشی کرده است.  زن جوان در حالی که باردار بود، با شکایت طلا فروش به رد مال و یکسال زندان تحمل شد. در این میان همسرش او را ترک کرد و فرزند او در میان زنان زندانی چشم به دنیا گشود. اما با سپری شدن دوره محکومیت، زن تنها نتوانست رضایت شاکی را جلب کند و به همراه کودکی که در زندان متولد شده بود، روزهای سختی را سپری می کرد. زن جوان قصد داشت پس از آزادی نزد خواهرش برود و زوج البرزی با پرداخت بدهی او، مقدمات آزادی این زن را فراهم کردند.

 کمک به درمان یک پزشک بیمار

 باور دارد که دادن از یک دست، گرفتن از دست دیگر است اما حال خوشی ندارد. پزشک زن که بارها از بیماران بی بضاعت و تهیدست حمایت کرده بود تا رنجی بیش از بیماری نداشته باشند، این روزها با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می کند. دوره سخت شیمی درمانی و هزینه سنگین داروهایش برای او قابل پیش بینی نبود و غافلگیر شده است. دلش معجزه ای می خواهد که کلید این همه در بسته شود. سلول های سرطانی بی امان در وجودش رشد می کند و او بی طاقت از این همه دلواپسی، نمی داند که خداوند زوج البرزی را برای نجات جان او در نظر گرفته است و به زودی پنجره مه گرفته اتاقش به پرتوی خورشید مهربانی روشن خواهد شد. با اطلاع زوج نیکوکار از سرنوشت پزشک مهربان، 150 میلیون تومان هزینه درمان طی یک فقره چک به وی پرداخت شد.

دعای خیر پیرزن سیاهپوش

 آفتاب داشت میرفت، مثل تابوت پسرش از کوچه ی تنگ. چادر از سر پیرزن به کوچه افتاد. این تنهاترین مرد، فقط فرزندش نبود. همه زندگی او بود. باور نمی کرد عمر عزیزانش اینقدر کوتاه باشد و از همان شب لعنتی تیرگی آسمان، اتاق کوچکش را پوشاند.  گفتند داغ پسرش سرد می شود. اما نشد وقتی که دو نوه بی پناهش را می دید که صاحبخانه جوابشان کرده است و عروس جوانش سردرگم و آشفته از این همه بی کسی است. نیازی نبود همه دردشان را در دامن پیرزن بگریند. او می توانست بی هیچ کلام، ناگفته های آنها را از چشم های بی گناهشان بخواند. با قلبی پردرد، لباس پدرانه بر قامت پوشید. قلب شکسته پیرزن، پناهگاه روح زخمی عروس و دو نوه اش شد. انگار گلیم سرنوشت پیرزن را سیاه بافته بودند.  حالا عروس و نوه ها چشم به مردانگی پیرزن دوخته بودند ... خانه اجاره ای پیرزن تنها، از وجود خانواده پسرش رنگ و بوی دیگری داشت اما هزینه معیشت عروس و نوه هایی که بوی پسرش را می دادند و یادگار آن عزیز سفر کرده بودند، کمر پیرزن را خمیده تر کرده بود. صاحبخانه مدام بهانه می گرفت که باید تخلیه کنند. از چند ماه پیش هم پیرزن سیاهپوش نتوانسته بود کرایه اش را بدهد و صبورانه رو به آن بی انتهای بخشنده نشسته بود تا آفتابی دوباره بر او بتابد.

وقتی حکایت زندگی پیرزن تهیدست از طریق یکی از نشریات به «ر.ف» و همسرش سیده «م.ح» زوج نیکوکار البرزی رسید، برای پرداخت اجاره خانه وی به صورت ناشناس پیشقدم شدند.

 بخشش 12 سکه طلا به مرد معلول

 مرد معلول 2 سال پیش از همسرش جدا شد و در دادگاه محکوم به پرداخت اقساطی مهریه همسرش شد. اما به خاطر وضعیت جسمانی و افزایش بهای سکه، نتوانست به تعهدش عمل کند و در همین شرایط سخت، همسرش نیز دچار بیماری سرطان شد. مرد معلول نامه ای از طریق مددکاری زندان به دادستان استان البرز فرستاد و درخواست کمک کرد تا بتواند با دریافت وام کم سود و پرداخت دین، از حبس رهایی یابد و همسرش نیز با دریافت مهریه، بخشی از هزینه های درمانش را تامین کند. 12 سکه بهار آزادی لبخند شادی بر چهره پر رنج یک زندانی معلول و همسر دردمندش نشاند.

 شادی یک اعدامی پای چوبه دار

 زوج نیکوکار با اطلاع از اینکه شمارش معکوس برای اعدام یک پسر جوان به اتهام قتل دوستش آغاز شده است، بلافاصله مشاوران خود را به اهواز فرستادند تا پای چوبه دار رضایت اولیای دم را جلب کرده و مانع اجرای حکم قصاص شوند. آنها با پرداخت 85 میلیون تومان به خانواده مقتول، به پسر اعدامی زندگی دوباره بخشیدند و او معجزه وار از قصاص نفس رهایی یافت.

تامین جهیزیه برای دو عروس

 پدر خانواده، کارگر بنا بود و سر ساختمان دچار برق گرفتگی شد و جان سپرد. کارشناسان با بررسی صحنه حادثه اعلام کردند بی احتیاطی وی عامل مرگش شده است. 3 کودک یتیم و خانه اجاره ای تنها یادگار همسرش از زندگی مشترکشان بود. مادر بچه ها با انجام کارهای خدماتی و حمایت دایره سرپرستی دادسرای کرج، هزینه معیشت خانواده را تامین می کرد. اما حرف خواستگاری از دختر 14 ساله اش که رسید، پاهای زن سست شد. پس اندازی برای تامین جهیزیه نداشتند.عروس با وجود نگرانی مادرش پای سفره عقد نشست و تاریخ عروسی مشخص شده بود. با درخواست این زن از دایره سرپرستی، دادستان استان البرز نامه ای برای زوج نیکوکار فرستاد و شرحی از روزهای پراضطراب این خانواده ی تحت حمایت نوشت. حالا نوعروس در نبود پدر، به همت زوج نیکوکار زندگی مشترک را جشن گرفته است. زوج نیکوکار همچنین با اطلاع از ورشکستگی یک پدر در ورامین، ثواب تامین جهیزیه دختر وی را نیز در کارنامه خود ثبت کردند.

هزینه جشن ازدواج 40 عروس

 جشن ازدواج 40 زوج محروم نیز در کمالشهر استان البرز با مشارکت زوج نیکوکار برگزار شد. هزینه برگزاری این جشن با درخواست یک نهاد مطرح شد و کمک مالی «ر.ف» و همسرش، هدیه زوج نیکوکار برای سهیم شدن در یک شادی بزرگ و به یاد ماندنی بود. 40 عروس سپیدپوش در این جشن برای سلامتی زوج نیکوکار یکصدا دعا کردند.

 خرید بیمه برای درمان معلولین یک شهر محروم

 با انتشار اقدامات نیکوکارانه زوج نیکوکار در روزنامه سراسری ایران، اداره بهزیستی یک شهرستان محروم نیز نامه ای فرستاد و برای حمایت مالی این زوج از افراد بی بضاعت کمک خواست. در این نامه آمده است: این اداره دارای یک هزار پرونده فعال در بخش معلولین و از کارافتادگان است که نیاز جدی به درمان و پیگیری های مداوم دارند. اما هزینه آمد و رفت این مددجویان معلول، آنها را از ادامه درمان باز می دارد. این روند، موجب پیشرفت بیماری و معلولیت آنان می شود و بهزیستی در نظر دارد با خرید یک بیمه، به طور سالانه از خدمات درمانی آن برای معلولین بهره ببرد.

چهره پر درد یک مرد جوان

 فقط 25 سال دارد اما پدر یک کودک خردسال است و چهره خسته اش بیشتر نشان می دهد. از مدتی قبل در ناحیه گردن احساس درد شدیدی داشت. صورتش متورم شده بود و قدرت بلعیدن نداشت. تا اینکه پزشکان اعلام کردند دچار سرطان غدد لنفاوی شده است. مرد جوان به آخر خط رسیده بود. برای شروع درمان 3 میلیون تومان نیاز داشت و با وجود مشکلات پیچیده زندگیش، بیش از این خواسته ای مطرح نکرد. او با دریافت این هدیه حس می کند هنوز زندگی ارزش بودن دارد و باید برای زنده ماندن، امیدوار باشد.

کمک ودیعه مسکن

 انگار آسمان هم با او سر ناسازگاری داشت. زندگیش در باد و باران از بین می رفت. اثاثیه مرد میانسال را بیرون ریخته بودند. از مدتها قبل به خاطر تعدیل نیرو بیکار شد و نتوانست اجاره خانه اش را بپردازد. حسرت سقفی که او را پناه دهد، به رویایی می ماند که باورنکردنی بود. این خانواده نیز هدیه ای برای ودیعه مسکن و تهیه خانه دریافت کردند.

طبع بلند یک بیمار تهیدست

 نفس های زن جوان به شماره افتاده است. مدتی است که دچار بیماری شدید ریوی شده و حقوق کارگری همسرش، کفاف پرداخت ماهانه 750 هزار تومان هزینه دارو، ویزیت و آژانس وی را نمی دهد. او راه زیادی را برای یافتن زوج نیکوکار طی کرده اما بی آنکه طمع کند، تنها برای درمانش کمک می خواهد. این زن تا درمان کامل بیماری می تواند هر ماه از حمایت های مالی زوج نیکوکار بهره مند شود.

 زندان در اوج درماندگی یک پدر

 درخواست آزادی این زندانی نیز در بازدید معاون رییس جمهور از زندان فردیس مطرح شد. صدایش می لرزد از فرط ناامیدی. دارای دو فرزند و مستاجر است. قاضی دادگاه برای پرداخت بدهی این مرد بدهکار، مبلغی را به عنوان پیش قسط و ماهانه 2 میلیون تومان تعیین کرد. اما پارگی رباط های هر دو پای این مرد و نارسایی کلیه فرزند 11 ساله اش، دست به دست هم داد تا او در اوج درماندگی، زندانی شود. به خاطر بدهی سنگین این مرد کسی حاضر به پرداخت آن نبود. همسر مرد زندانی از ماهها قبل در غیاب شوهرش نتوانست اجاره ماهانه 550 هزار تومان را به صاحبخانه بپردازد. مرد زندانی شنیده است که در نبود او، صاحبخانه حکم تخلیه را دریافت کرده و نمی داند چه بر سر خانواده اش خواهد آمد. با صدور چک زوج نیکوکار، نامه آزادی این زندانی گرفتار از واحد اجرای احکام دادسرای کرج به زندان فردیس فرستاده شد.

 شادی مادر روستایی از آزادی پسر یتیمش

 شب از نیمه گذشته است که پسر زندانی چراغ تاریک خانه را روشن می کند. پیرزن آنقدر ترسیده که این ناباوری، شادی بازگشت پسرش را به کامش تلخ کرده بود. 2 سال پیش پسرش که سرباز بود، به دستور مافوقش، دستبند آهنی را به شدت روی دست پسر لاغر اندامی زد. اما به خاطر اندام نحیف متهم، استخوان دست او از این ضربه شکست. سرباز غریب به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی بازداشت و روانه زندان شد. با انتشار زندگی غم انگیز سرباز روستایی و درخواست دادستانی از نیکوکاران برای آزادی این زندانی، به همت زوج بخشنده البرزی آزاد شد و با پرداخت هزینه سفر به شهرش، پس از دو سال دوری نزد مادر نگرانش بازگشت. هدیه زوج نیکوکار به این گرفتاران، فقط قلب او را شاد نکرد. شادی را به مردمی بخشید که با خواندن سرنوشت آشفته مردان و زنان گرفتار،، نگران سرنوشت آنها شدند و باور کردند که هنوز مهربانی زنده است...

نویسنده : ایران واشقانی

برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید

نظرات شما

 

  • بخش نظرات تنها برای ارائه نظرات شما در رابطه با همین مطلب می باشد و نظرات متفرقه حذف خواهند شد.
  • لطفاً از نوشتن متن های تبلیغاتی و یا توهین آمیز خودداری فرمایید.
  • نظرات شما پس از تایید مدیریت وبسایت قابل نمایش خواهد بود لطفاً در ارسال نظرات صبرداشته باشید
  • قبل از ارسال نظرات خود قوانین سایت را مطالعه بفرمایید