کد خبر: ۲۴۸۳۳
شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۳۹
تعداد بازدید:14539
صفحه نخست » جامعه

کوچی معناداراز دنیای واقعی به دنیای مجازی

به دلیل حرفه ام روزانه با افراد بسیاری ملاقات میکنم ؛نقشی  در ذ هنشان ایجاد می کنم و گاهی بذری در وجودشان می کارم؛برخی از آنها نیزدر اعماق وجودم راه می یابند و ذهنم را مشغول می کنند.ساعتها به تفاوت بین رفتارشان در دنیای واقعی و دنیای مجازی فکر می کنم.وقتی به دل پر دردشان گوش می کنم و همان زمان رفتارها ؛دوستی ها و عکس های دنیای مجازی شان را می بینم برایم بسیار جای سوال می شود که واقعا دنیای مجازی و دوستی های مجازی چه رنگ و طعمی دارد.

به گزارش شهروندالبرز ، عکس های پروفایل درشکلهای مختلف وبا لبخندهایی که همچون تن پوشی بر درون و ذهن دردمندشان پوشانده اند.آنقدر به دنیای مجازی و دوستان مجازی مشغول شده ایم که دیگر انگار تمایلی به حضور در دنیای واقعی نداریم با این همه مسایلش؛بایدها و نبایدهایش و...

راستی چقدر انرژی می برد یادگیری زندگی سعادتمند؛عزت نفس ؛اعتماد به نفس؛تحول؛حل مسله ؛مدیریت روابط؛نحوه صحیح برخورد با همسر؛مراقبت از فرزند و دهها مهارت دیگر؛دردنیای مجازی نیازی به هیچکدام نیست.

چه دوستی های جالبی ست دردنیای مجازی؛ کمتر کسی مسول گفته هایش هست و کمتر کسی می پرسد واقعیت چیست؟؟!!هرزمان دنیای این گروه را نپسندیدیم به راحتی از گروه خارج می شویم (leftبخوانیدمی دهیم!!) وسر از دنیای دیگری در می آوریم بدون نیاز به بروکراسی اداری!!به راحتی در چندین دنیا زندگی می کنیم .به راحتی می آیند و می روند و بهترین خود را به نمایش می گذارند...گاهی به خلوت واقعی خود سر می زنند اما خلوتی این چنین سخت چه جذابیتی دارد ؟!

به راستی چه عاملی باعث چنین انتخابی شده است انتخابی که هرچند بهترین انتخاب نیست ولی اندکی افراد را از دنیای واقعی دورمی کند.چه چیزی در دنیای انسانها کمرنگ شده که چنین کوچ معنا داری پدیدار شده است.چرا حضورهای سرد ؛کلماتی کوتاه و نگاهی گریزان را انتخاب کرده ایم.چرا منتظریم کسی بیاید و دنیای ما را گرما ببخشد.چرا خودمان شروع نکنیم.چرا خودمان بجای لعنت فرستادن به تاریکی چراغی روشن نمی کنیم.چراغی که باعث دیدن زیبایی ها شود.چه سخت است به دنبال کلیدی باشیم در دنیای مجازی برای  باز کردن قفلی در دنیای واقعیت .اما در دنیای واقعی دوستی می خواهیم از جنس وفا؛از جنس

 همان دوستانی که درکنارشان نوشیدنی ات سرد می شود و دلت گرم؛از همان هایی که بودنشان تمام دنیایت را زیبا می کند، همانهایی که نگاهی بدون قضاوت و کلامی از جنس حمایت و بودنی از جنس حضوری تمام قد دارند،آری دلم می خواهد چنین دوستانی تا بتوانم در کنارشان بلند بلند فکر کنم بدون هیچ ترسی از خود بودن.مثل مادر بزرگها که  وقتی بودند نگران هیچ نبودیم.

خودمان را قضاوت می کنیم قبل از آنکه قضاوتمان کنند؛ این روزها عادتی ست در دنیای واقعی!اما اگر یاد بگیریم با کلامی مثبت حضور دوستمان را در دنیای خود ارج نهیم و خودش را بدون هیچ قضاوتی بپذیریم ؛اگر معنای دوست واقعی را البته در دنیای واقعی باهم بلندهجی کنیم؛آنوقت متوجه می شویم که ظاهرا سالهاست کسی دوستی را برایمان معنا نکرده بود.

دوستی به بهانه کمک انتقاد کردن نیست،دوستی به خاطر خودش به کمبودهایش توجه کردن نیست،دوستی رویاهایمان را در دیگران یافتن نیست؛دوستی گوش شنوا بودن است ،دوستی پذیرش بی قید و شرط انسانهاست؛دوستی نگاهی ست از جنس نورخورشید ؛دوستی درخشیدن ازنوع خود است درمیان انبوه ستاره ها.

چه احساس قشنگی ست ؛دو انسان با همه وجودشان همچون کوه استوار؛همچون جوی جاری ؛همچون دشت آزاد در کنار یکدیگر نقشی از زیبایی ها بر زندگی یکدیگر خلق کنندو نفسی ازجان دل و لبخندی از مهربه هم هدیه دهند.

چنین باد

 

نویسنده : جلال مسلمان یزدی

برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید

نظرات شما

 

  • بخش نظرات تنها برای ارائه نظرات شما در رابطه با همین مطلب می باشد و نظرات متفرقه حذف خواهند شد.
  • لطفاً از نوشتن متن های تبلیغاتی و یا توهین آمیز خودداری فرمایید.
  • نظرات شما پس از تایید مدیریت وبسایت قابل نمایش خواهد بود لطفاً در ارسال نظرات صبرداشته باشید
  • قبل از ارسال نظرات خود قوانین سایت را مطالعه بفرمایید