کد خبر: ۲۴۰۷۵
چهارشنبه ۹ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۴۵
تعداد بازدید:2408
صفحه نخست » استان البرز

البرز در هفته اي كه گذشت ( خاطرات البرزي )

دو چوب و يك سنگ

اربعين را در زادگاهم و در مراسم ميهماني سفره نذري فرزندان " حاج حسينعلي عسگري " گذرانديم .

به گزارش شهروندالبرز ،  مرد متدين اخلاق مداري كه مدتي كدخداي روستايمان ( واريان ) بود و بعد از انتقال روستا به كرج - كه بر اثر احداث سد أمير كبير - به زير اب رفته بود ، در كرج و در مسجد جامع - كه مرحوم اقاي جندقي امامت ان را بر عهده داشت - امور مذهبي مردم را مديريت مي كردند .

روحانيون و وعاظ مشهوري همچون حجج اسلام ؛ فلسفي ، شجوني ، عبدالرسول و عبدالرضاي حجازي ، مناقبتي و مقصودي را ايشان - شايد براي اولين بار - به كرج دعوت كرد .

حاج اقا عسگري همچنين به صورت غير رسمي وظيفه اعزام طلاب به روستاها را در ايام و ماههاي مذهبي بر عهده داشتند .

در تابستان سال ٤٠ - كه امام خميني در حصار و در منزل حاج شيخ حسين لنكراني اقامت داشتند - دو روز و يك شب در زادگاهم و در منزل حاج أمير خان عسگري ( پدر حاج حسينعلي ) ميهمان بودند .

 همه ساله در روز أربعين ، اولاد اقاي عسگري به ياد پدرشان وليمه اي تقديم مردم مي دارند .

 در سال ١٣٤٥ به اتفاق مرحوم پدرم ( رحمت الله عليه ) به مغازه ( آرد فروشي ) جناب عسگري رفتيم . اين مكان بصورت پاتوقي براي گرد همايي همشهريان در امده بود . چند نفري ( از جمله يك اقاي روحاني ) در دكان ايشان حضور داشتند .

حاج اقا چند سوْال از بنده - كه حدودا ده ساله بودم - پرسيدند ، اصول دين و چند سوْال مرتبط ديگر ، وقتي تقريبا به همه سوالات پاسخ دادم ، لطف كرده هديه اي دادند و در ادامه بعد از قدري صحبت ، به پدرم توصيه فرمودند كتابي با نام قدري عجيب و قريب " دو چوب و يك سنگ " را تهيه و مطالعه نمايند !؟

 تلاشهاي چند ساله پدرم براي تهيه كتاب - كه البته خود حاج اقا هم - كه به علوم غريبه و جفر و رمل و اسطرلاب - علاقه داشتند ، ان را نيافته بودند - سودي نبخشيد . اين حقير هم در سالهاي بعد از انقلاب ، نتوانستم به اين كتاب دست يابم .

 روز گذشته در مسجد و در مراسم أربعين كه اين خاطره را نقل كردم ، دوستان با نگاهي مختصر و از طريق " سرچ اينترنتي " به اطلاعات جالبي در باره اين كتاب دست يافتند . از جمله : 

 " مرحوم آيت الله معصومي اشكوري درباره كتابش در وصيت نامه اي كه در آخر كتاب ايشان ذكر شده است، اين گونه مي نويسد ؛

 «و بعد چون سزاوار نيست كه شخصي از دنيا برود ووصيت نكرده باشد، لذا وراثم بدانند كه من مال زياد ندارم و براي آنها تركه از مال دنيا زياد نگذاشته ام; يعني دسترسي نداشتم . هرگاه اولادم كافي مي شدند از ذكور و اناث براي آنها علم ارث مي گذاشتم به شيوه اجداد طاهرينم . ولي افسوس كه مرگ شايد مجال ندهد آنها را لايق ببينم ولكن ارث بزرگ را در عبارات كتابم دفن كرده ام . بندگي وعبادت لازم است تا گنج را پيدا نمايند .» 

 كتاب دوچوب ويك سنگ تقريبا چهل سال بعد از رحلت مؤلف در جمادي الآخر 1382 ه . ق در چاپخانه علميه قم به طبع رسيد و با استقبال بسيار زيادي روبرو گرديد; به طوري كه به علت ناياب بودن، علاقه مندان نسخه اي از آن را به صورت زيراكس با قيمت گران تهيه مي نمودند . و در سال 1416 ه . ق اين كتاب به همراه ضمائم جلد دوم و شمه اي از حالات مؤلف با تقريظ آيت الله سيد محمد مهدي مرتضوي لنگرودي از علماء قم - سلمه الله - توسط نشر سايه در 192 صفحه به طبع رسيده است ."

اين خاطره گويي بهانه اي بود تا به نيكويي يادي شود از مردي نيكو خصال .

 بي مناسبت نيست به بهانه اي ديگر - و در قالب خاطره اي ديگر - ذكر خيري شود از مرحوم " كدخدا أمير خان " ؛

 به ياد دارم در اولين مراسم وليمه اي كه در بازگشت حجاج از حج ( با نام اصطلاحي حاجي دعوتي )شركت كردم حدود شش ساله بودم در فصل تابستان كه كدخدا أمير خان از صفر حج باز گشته بودند .!

 براي اين پدر و پسر كه مي توان آنان را " اصحاب وليمه " لقب داد ، و همچنين براي همشهري راحل ديگرم مرحوم مغفور " حاج جلال خان كياني " كه چند سال بعد از حاجي پيشين ، مسافر " بيت الله " شده بود و در خانه باغ خود در كلاك ميهماني داد و براي ميهمانان كارت دعوت فرستاده بودند ، و من - كه تصور مي كنم دانش أموز سال سوم دبستان بودم - در ميان تحسين حاضران موفق شدم ، متن كارت دعوت را قراىت و براي اولين بار ، با واژه هاي به ياد ماندني " مكه معظمه و مدينه منوره " اشنا شدم ، رحمت و غفران الهي ارزو دارم .

نویسنده : مهراب رجبی

برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید

نظرات شما

 

  • بخش نظرات تنها برای ارائه نظرات شما در رابطه با همین مطلب می باشد و نظرات متفرقه حذف خواهند شد.
  • لطفاً از نوشتن متن های تبلیغاتی و یا توهین آمیز خودداری فرمایید.
  • نظرات شما پس از تایید مدیریت وبسایت قابل نمایش خواهد بود لطفاً در ارسال نظرات صبرداشته باشید
  • قبل از ارسال نظرات خود قوانین سایت را مطالعه بفرمایید