کد خبر: ۲۳۱۹۹
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۲۱:۵۶
تعداد بازدید:3664
صفحه نخست » سياست

مصالح"ملی" یا "میلی"!؟ سود و سودا،در سودوکویِ سیاست❗️

سالهاست که کشورما، به دلیل کنش های کهنه سیاسی و فقدان دگردیسی وساختار شکنی، درپیله تشکل های پیروفرسوده شده دوجناح سنتی چپ وراست (اصلاح طلب واصولگرا)باقی مانده وناگزیر، شاهد تقسیم قدرت دراین دو فکرتِ فرتوت است.

به گزارش شهروندالبرز ، بخش او٘ل

تفکراتِ منقضی ومتفکرانِ تاریخ مصرف گذشته ای که باچسبندگی به قدرت، هرگز اعتقادی به جوانگرایی نداشته وبه پویش جوان وجسور،تن نداده اند.

عدم اعتقادبه تربیت سیاستمداران ملی ، درجازدن باسیره های سنتی بامدعای دموکراسی، رویه ای ناصواب رابه شکل عادتی غلط درهردوطیف، سالها به دورتسلسل نشسته است. وقتی دولت اصولگرایان سرکارمی آیند،اصلاح طلبان راازدم قلع وقمع می کنندوموقعی هم که اصلاح طلبان به قدرت می رسند، اصولگرایان راازجریان بازی کنار می گذارند،واصلابه کارآمدی افراداهمیتی نمی دهندوباخط کش خودی وغیرخودی، به بهانه مرزبندی های بیهوده سیاسی، نیروهای متخصص وکارآمد رابه راحتی آب خوردن حذف می کنند، ویابه بهانه های واهی به آنان انگ می چسبانند وبارانت ها ، تلاش می کنند، فرصت حضوروخدمت رسانی راازآنهابگیرندواین شیوه شنیع رادرهردوره ودولتی به مدل حکومت های ملوک الطوایفی مکررشاهدبوده ایم.

 تربیت ناصواب سیاسی وتعصبی تاریخی ،که سالهاست، به غلط، درجغرافیای سیاسی ما جاری وساری است و استمرارسیطره سیاهش،درطی سالهای پس ازدفاع مقدس،که هنوز فرصتی برای فرصت طلبی پیش نیامده بود! قارچ گونه، تولدیافت وحاصلی جز، افزایش رفاه زدگی وفاصله طبقاتی وسلولی شدن مفاسدباندی وجناحی وخویشاوندگزینی وثمره ای به غیر ازرویش نامبارک پدرخوانده های حرام لقمه وبه تبع آن،تکثیرنامیمون نطفه های حرامزاده ای بنام پدیده شوم آقازادگی وژن های معیوب ودریک جمله، مفسدان وغارتگران سواربرامواج اقتصادرانتی و تزویرگران صاحب زرومسلح به زور،درپی نداشته است.

 دولت هایی که طبق نظریه افلاطون، پس ازجنگ به ظهورمی رسندوباشیوه های "تیموکراسی" پدران و "الیگارشی" فرزندان روی کارمی آیندوصرفابه دنبال گردآوری وتجمیع قدرت وثروت، برای خویش وخویشانند، 

 چه این که، اگرمناقشات ومنازعات مدعیان مددرسانی به ملک وملت،یعنی دولبه قیچی راست وچپ واصولگراواصلاح طلب، براساس تربیت سیاسی وتحت نظارت اجتماعی شکل گرفته بودوحرکتشان، درمسیرخداوباهدف خدمت به خلق ،برروی ریل روشن منویات امام راحل واندیشه های مقام معظم رهبری،پی ریزی شده بود، حالا،حال وروزمملکت اینگونه، وخیم نبودوهرکس که به قدرت می رسید، دولت ماقبل را"تخطئه وتخریب" نمی کرد،بهانه ای که هردولت برای گریز ازعملکردضعفیش،دیگری رابا آن موردهجمه قرارداده تابافرافکنی وفرارروبه جلو،مفری برای بی گناهی خود پیداکند ؛تابازارفریبکاری وزدوبندهای جناحی هردو جریان، برای سودو سوداهایشان دربازیِ "سودوکویِ سیاسی" مطامع حزبی وجناحی، همچنان، داغ وپابرجاباقی بماند.

 دراین میان آنچه،کسی وقعی به آنهاوخواسته هایشان نمی نهد،مردم بیچاره ومطالبات انباشته شده آنان درجمیع حوزه های فرهنگی واجتماعی واقتصادی، درچنددهه گذشته است.

 به راستی، بایداز این دودوزه بازان پرسید؛چرابه رغم مدعای دروغین فریب عریان مردم مداری وخدعه خدمتگزاری هردودسته،که پیوسته همچون دولبه قیچی، فرصت راغنیمت می شمارندودرحال بریدن بدنه قدرت وثروت مردم ومملکت به نفع خویشند ، وبه دروغ ،مصالح ملی رابرمطامع قدرت وثروت وخودکامگی نامحدود جناح وباندخودوخویشان، ترجیح می دهند،

 پس چرادرسالهای دفاع مقدس، کسی به رزمندگان ونیروهای مخلص مردمی که برای ادای وظیفه وتکلیف شرعی، وملی،داوطلب حضوردرخاکریزخطرمی شدندوبسیاری نیزبه خیل شهیدان می پیوستند،نمی گفت:"اصلاح طلبی یااصولگرا؟"

 شکی نیست که دولتهای ماازتربیت نیروهای متعهدومتخصص ودرعین حال، مخلصی نظیرنیروهای دوران دفاع مقدس، به عمد وبه سهو،غفلت ورزیدندوبواسطه اشتغال به دنیا وسهم خواهی های سیری ناپذیر ،گرفتاربلیه ها وآسیب های جبران ناپذیر بسیاری شدند.

 اگرچه اکنون دیگر، بسیاردیرشده است ونسل چهارم انقلاب، بخاطربه حاشیه راندن ودور ماندن ازمتن وجریان بازی، اعتمادش را به جناحین، بکلی ازدست داده، اما ایکاش، بجای تکرار فرصت طلبی ها وفرصت سوزی های مستمر،عقلای دوطیف، دریک فرانگری ملی،درسیستم آموزش‌هایشان بازنگری کنندو آدم‌هایی را تربیت کنند که منافع" ملی" را برمطامع"میلی"رجحان داده و نیل به اهداف عالیه نظام راباهم به اشتراک می گذارند.

*************************** 

بخش دوم

 گفتیم که دوجناح سنتی چپ وراست، آنچه درسالیان گذشته ،درچنته داشته اند،روکرده اندواگراغراق نکرده باشیم نزدیک به دودهه است که ازصراط اقومِ اصول واصلاح، فاصله گرفته اند وبخاطرغفلت های تاریخی دچارانحراف معیار،چرخش،استحاله،منفعت طلبی های حزبی ،جناحی ودریک کلام؛سودجویی های میلی شده ومنافع ملی را، ذبح عظیم سودوسوداهای سودجویانه"سودوکوی سیاست پیشگی"ساخته وقافیه مردمسالاری را، باخته وخودراازچشم مردم انداخته اند!!وبه دلیل عدم آینده نگری زَمام وضِمان زَمان راازدست داده ودرهنگام رسیدن به قدرت، دولت ها را بطورباری به هرجهت مدیریت کرده اند!

 البته بهتراست بگوییم، زمان ؛آنها رابطور تصادفی،مدیریت کرده!!

 این دوطیف فرتوت وفرسوده ، چهاردهه،امتحان پس داده و باعملکردی غیر قابل قبول ومشروط وکم اثر!!، تمام فرصت ها،منابع وزمان راباروشهای آزمایشگاهی آزمون وخطاباخت داده ویا سوزانیده اندودائم،باجنگ زرگری،توپ تقصیر وقصوررابه زمین رقیب وحریف انداخته وازشفاف سازی وخودانتقادی واصلاح بنیادین معایب خویش گریخته اندوخاک عیب برسرجناح مقابل، ریخته اندوبا این که ،آردهایشان راالک کرده اند، اما الک هایشان رابامقاومت واصراربیهوده!نیاویخته اندوآبی برآتش قدرت وثروت طلبی سیری ناپذیرخویش ،نریخته اندودریک جمله؛ تمام منابع وفرصت های یک ملت ویک مملکت را درشعله بی تدبیری خود، سوخته اندوتنها،چشم به سریروسکه دوخته اند!!

 این کشورغنی ،چهل سال، اینان رامدیریت کرده امابازهم تجربه نیندوخته و درس عبرت ،نیاموخته وهنوزبرمدیریت بی خاصیت خویش، اصرارمی ورزند!

 اینک وقت آن است ، که دولبه قیچی قصوروتقصیر،بعدازاین چهاردهه، مُدلِ بُرِش زدن! کاررابه موج سوم،، که وارثان اصیل انقلابند،بسپارندتا آنهاخودشان، جامه برازنده برتن نسل خودرا برگزینند،نه که ، حضرات،وکیل مدافع نسل های گذشته وحال وآینده باشند!

اینک وقت آن شده، خط سوم، که درنبوغ ودانش ، بنابه فرموده رهبری معظم انقلاب، جوان وکارآمد وتوانمندندوهزاران بار،فراترازاندیشه های فسیل وفرسوده کارمی کنند، بامدیریت منابع وزمان وفرصتها، این کشوررا مدیریت کنند!

 باورکنیم که، بدلیل غفلت چندین ساله وخودخواهانه احزاب چپ وراست وکوتاهی درتربیت مدیران "ملی"وتوجه صرف، به گرایشات "میلی"  این روزها،مدیران و سیاست‌مداران کارکشته ومدبروباکفایت وبویژه مصلح ومخلص، آن هم بااندیشه ای درسطح مدیریت کلان،که پرورش یافته این دوطیف مدعی باشند، کم داریم!

 اینک حفظ واستمرارانقلاب وتداوم وتوسعه ارزشهای اصیل آن. بشدت نیازمند شکل گیری، تقویت وتفویض اختیاربه جریانی جوان و جدیدوجسوروجوشنده است.همان جریانی که جهادهشت ساله رارقم زدوحزب وگروه برایش معنانداشت،جریانی که درعین دست خالی بودن، باسلاح سدادوسلامت نفس وبویژه عزت وشرف و نبوغ وغرورملی ،جنبشی جادوانه ونهضتی نامیراومیراثی مانابه نام گنجینه دفاع مقدس راازخویش به یادگارگذاشت.

 اینک نوبت خوانشِ خطِ سوم انقلاب است، پس ترن تکراری قدرت رانگهدارید!تافرسودگان فرتوت،پیاده شوند!

 این کشور، کشوری ها ،شیرودی ها،باکری ها،همت ها،زین الد٘ین ها ،باقری ها وفهمیده هارامی خواهد،که تادیروز شجاع ومخلص وغیرتمندشان می خواندید!!مگرنه اینکه جنگ اقتصادی درپیش است؟

 پس بایدپیروزشویم،درست مثل دفاع مقدس ،اما باابزاروامکانات به روزتر،مایک وجب ازخاکریزاقتصادملی مان رابه دشمن خارجی نخواهیم دادوهمزمان بامنافقان ماسک بسته اقتصاد وتروریست های "مالی"وغارتگران "ملی" داخلی به مقابله خواهیم ایستاد.

 بگذارید،دلبستگان قدرت ووابستگان ثروت، هرچه می خواهندبگویند،رهبری مان مسیرراروشن کرده است،آینده انقلاب باعلمداری آیینه داران خط سوم عملیاتی خواهدشد.اگرچه هیچ کس خط مارانخواند!

  ماپیشروان خط سوم، خط وخطوطمان رادرتمام صفحات این جغرافیاجاری خواهیم ساخت.چه این که بقول شمس تبریزی، آن عارف جوان وجسورایرانی: آن خطاط۳گونه خط نوشتی:

 ۱-یکی اوخواندی،لاغیر.

 ۲-یکی راهم اوخواندی،هم غیر.

 ۳-یکی،نه اوخواندی،نه غیرِ او.

 آن خطِ سوم، منم!

 تاخط سوم انقلاب،وجریان جدید،قدم درمیدان عمل نگذارد،وباافراط وتفریط مبارزه نکندونیزنقاط حدودا،مثبت دوطیف را درعمل به "اصول" تشدیدننمایدونقاط ضعفشان راریشه ای "اصلاح" نکند، به هیچ وجه، آرامشی بدین کشتی شکسته ودریای توفانی نخواهدرسید.

 پس چشم انتظارتولدققنوس های برآمده ازخاکستر دفاع مقدس وبچه های ارزشهای "اصلاح" شده ومعتقدبه "اصول" ومبانی واقعی انقلاب ودانش آموختگان مکتب بیداری وبرادری وسازندگی میهن اسلامیمان بااعتدال حقیقی وکاربردی وپرهیزازشعارهای عاری از شعور، خواهیم ماندویک صدافریادخواهیم زد:  ماوارثان خط سوم انقلابیم!

 میراث مارابه خودِمابرگردانید! 

***********************************  

بخش سوم و پایانی 

 خطِ سوم ،مطالبه گرِمیراثِ انقلاب❗️

دربخش های پیشین، مروری برعملکردنامطلوب دوجناح سنتی چپ وراست"اصولگراواصلاح طلب" داشتیم ،که بعدازجنگ، هرگز فرصت ظهور وعرضه اندامی رابه هیچ جناح جدیدوحزب کارآمد ندادندوپیوسته قدرت وثروت را بطورمتساوی، فی مابین یکدیگربه تقسیم نشستند!و البته برای تحت الشعاع قراردادن افکارعمومی،هرازچند گاهی ،ازخودشاخه هاوزیرمجموعه هایی راباعناوین مختلف:کارگزاران ،مجاهدین،اعتدال وتوسعه،آبادگران،فدائیان ،موتلفه، مشارکت و...ساطع ساختندتامدعی شوند،فرصت برابری رابرای تمام احزاب!!؟؟که درواقع، فرزندخوانده های این دوحزب مدعی بودند، قائل شده اند!

حقیقت این استمکه طبق نص صریح منویات امام راحل، در اوايل انقلاب فرمودند: " پدران ما چه حقي داشتند كه براي ما تعيين تكليف كنند امروز نسل جديد مقتضياتِ زندگیِ جديدی دارد."

قطعااین سخن امام راحل،به معنای آن که بایدازاول رای گیری کردونوع حکومت راانتخاب نمودنیست، بلکه عبارتست ازاینکه،ملت ما،برای همیشه بایکی دو حزب وجناح وطیفِِ نامیرا!برای الی الابد، عقداخوت نبسته اند!اواریکه قدرت را، آن هم برای امتحان پس داده های نامقبول ومشروط شده !!موروثی ومادم العمر، به ودیعه ننهاده اند! پس دیگر، تحمیل اندیشه های ناکارآمدونامبارک ازسوی جناحین، آن هم بارنگ ووارنگ شدن های بوقلمون وار کافیست!!

 اینک بایددرعمل وحقیقت،فرصت مدیریت وحضوردرعرصه کلان وملی رابه جریان "خط سوم"سپرد.

 خط سومی که هیچ شباهتو قرابتی به جناحین سابق نداشته باشد، ودردگردیسی واقعی، ضمن حفظ ریشه هاواصول، به اصلاحات عمقی مبادرت ورزدوبابهینه سازی وچابکسازی ونوین نمایی احزاب دولتیِ بروزوکارآمدوانرژیک؛ اوضاع رامجدداباز تعریف کرده وبراساس شاخصه هاومدل های مدرن، تعمیم و توسعه دهد.

رویکردبه خط سوم ،تنهافروغ امیدیست که می تواندازمیان فرهیختگان جوان وجسورپاک اندیش وپاکدست ودرعین حال،پایا وپویا،پیدایش خودرا رسما،اعلام وبابرنامه های بنیادین، مناصب ومصادر اموررابرعهده بگیرندوهمانندروزگاردفاع مقدس، بدون قیم مآبان وریش سفید سالاران، درخاکریز خدمت وتلاش وجهادجانانه، ایفای نقش کنند.

ازسوی دیگربایدقبول کردکه هرچشمه ای درابتدای جوشش، گل آلوداست!وسپس رفته رفته ،باعبورازمسیرومنفذها،پالایش می شودودرنهایت به زلالی می رسد،لذا نسل چهارم انقلاب، هم ظرفیت واستحقاق تفسیر"مامی توانیم"رابه نحوی شایسته، داراست وهم قادراست باتشکیل حزب جدید"خط سوم" ، مطالبات حقه ومغفول مانده مردم ومملکت راعملیاتی سازد،چه اینکه هم در دوران دفاع مقدس،وهم درسالهای سازندگی وعرصه های علم وفنآوری،ازعهده این مدعابرآمده اند.

اینک،درانتظارپیشتازی وهمدلی وهمراهی نسل جوان وجسوربرای ایجادبنیان بزرگ وکارآمد"خط سومیم"تاتهدیدهارابه فرصت بدل ساخته وبادفاعی تمام قدازاهداف وآرمانهای اصولی اسلام وانقلاب ،درکوتاهترین بازه زمانی، به اصلاح رویه ها وقوانین ناکارآمد وشکستن پوسته پوسیده فسادوساختارهای نابسامان سلطه جویی وقدرت وثروت طلبی مغایرباارزشهای بنیادین این نظام برآمده ازخون وخطر وحماسه،بپردازیم وپرچم عزت وشرف و وافتخارایمانمان وایرانمان رابربلندای دماوند،به یادمان آرشان وسیاوشان سبز نام، به اهتزازی هماره درآوریم.

  صبح نزدیکست،

 صاحبان چسبیده به قدرت، ازقطارسلطه پیاده شوید!

 ایستگاه آخراست،

 بگذاریدجوانان جانبازوجسورسوارشوند،

 آنان آگاهانه وبابصیرت،راه رسیدن به مقصد راخواهندیافت ،حتی اگر راهی نباشد، بامُدلِ سالهای سرخ سلحشوری،بدیع وبلیغ، باشوروغیرت ،راهی تازه خواهندساخت.

یاعلی مدد-شهریور۹۷

مرتضی دهقان آزاد 

کارشناس حوزه فرهنگی اجتماعی

نویسنده : مرتضی دهقان آزاد

برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید

مطالب مرتبط

نظرات شما

 

  • بخش نظرات تنها برای ارائه نظرات شما در رابطه با همین مطلب می باشد و نظرات متفرقه حذف خواهند شد.
  • لطفاً از نوشتن متن های تبلیغاتی و یا توهین آمیز خودداری فرمایید.
  • نظرات شما پس از تایید مدیریت وبسایت قابل نمایش خواهد بود لطفاً در ارسال نظرات صبرداشته باشید
  • قبل از ارسال نظرات خود قوانین سایت را مطالعه بفرمایید