کد خبر: ۱۷۹۳۰
دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۵۹
تعداد بازدید:1087
صفحه نخست » سياست

نقدي بر ماهيت و عملكرد احزاب

آنچه اهميت دارد هدفِ اساسي خدمت به نيازهاي جامعه و موضوع هاي مرتبط با اين پرسش است كه در جامعه ما احزاب تا چه حد مي توانند در قالب آن چه روشي كارآمدتر و مفيد تر تلقي مي شود در جهت منافع عمومي حركت كنند.

به گزارش شهروندالبرز ، در نتيجه، فهم آن كه محيط سياسي تا چه حد سرشت و نقش احزاب را رقم مي زند و مرز تغييراتي را كه به صورت آگاهانه طرح ريزي مي شود، تعريف مي كند اهميت مي يابد. هر چه اين مرز محدود كننده تر باشد مجادلات و نقش آفريني احزاب تاثير كمتري در پي خواهد داشت .

در ايران تمركز احزاب بيشتر بر روي مبارزات انتخاباتي و حمايت از نامزدهايي خاص شكل گرفته است كه تقريبا و تحقيقا آنها را از توجه به ريشه هاي نيازهاي اجتماعي منحرف مي كند.

چيزي كه از بررسي روند شكل گيري چند حزب اصلاح طلب بدست مي آيد متاسفانه  نشان مي دهد كه اين احزاب بدون داشتن نگاهي مردم سالارانه به ريشه ها و نيازهاي اجتماع و بر اساس تكيه به منابع قدرت در دولت هاي مختلف شكل گرفته اند.

با نگاهي فراتر به تحزب و ضرورت آن در جامعه ايران بايستي به يك سوال بسيار اساسي پاسخ داد. اينكه حزب بر اساس كدام نياز جامعه و پاسخگويي و حل كداميك از مشكلات اجتماعي و سياسي در ايران، تشكيل مي شود؟

عملكرد احزاب به روشني نشان مي دهند كه جز بر سر رسيدن به نهاد قدرت دغدغه مهم ديگري ندارند و به صِرفِ پرداختن به شعارهاي مورد پسند جامعه، رفتار مردم سالارانه ديگري از خود نشان نداده اند.

اين نكته كه تحزب براي رشد جامعه مفيد است را همگان مي پذيرند ولي ابتدا بايستي پاسخ داد تحزب در كدام جامعه و با چه ساز و كار و حمايت اجتماعي تاثير گذار خواهد بود؟

تحزب  هم مانند بسياري از توليدات نظام سرمايه داري و جوامع غربي به كشور ما راه پيدا كرده است ولي در مورد استفاده از اكثر محصولات غربي و بومي سازي آن با مشكلات بزرگي روبرو شده ايم.

اينكه غرب به يك محصول مفيد در حوزه هاي اجتماعي و سياسي دست پيدا مي كند دليلي كافي براي استفاده بي چون و چراي آن در جوامع ديگر نيست.

متاسفانه منطق ما در نحوه استفاده از محصولات ناشي از فرآيندهاي تاريخي غربي، منطقي محاسباتي و مبتني بر رياضيات است و اين رويكرددر حوزه هاي اجتماعي و سياسي جوابگوي نياز جامعه ما نخواهد بود.

نگاه به غرب و استفاده ابزاري از محصولات غربي، آفتي است كه گريبان جامعه ما را چنان گرفته كه به سادگي از آن نمي توان بيرون آمد .

جامعه ي ايراني كه از سه نهاد مهم سياست و فرهنگ و اقتصاد، بيشتر بر نهاد فرهنگ بنا شده است را نمي توان با احزابي كه فقط رويكردي سياسي و معطوف به قدرت دارند در جريان مردمسالاري قرار داد .

اميد است كه اصحاب سياست از خواب غفلت بيدار شوند و بجاي روزمرگي هاي ناشي از سياست زدگي، نگاهي هم به افق هاي مهم و تاثير گذار فرهنگي داشته باشند .

سياست به تنهايي باعث اُفت و تضعيف فرهنگ خواهد شد و چيزي كه به عنوان سياست ورزي در جامعه مشاهده مي كنيم گواهي بر اين مدعاست كه راه را تك بعدي مي بينيم .

قدري ريزتَر كه نگاه كنيم متوجه مي شويم كه پايگاه اجتماعي تمام احزاب اصلاح طلب از جغرافياي پايتخت و چند شهر بزرگ هرگز فراتر نرفته است و در همين جغرافيا نيز با اقبال بسيار اندك بدنه اجتماعي روبرو بوده و مي باشد.

چرا اينگونه است ؟

چرا احزاب از جذب نيروهاي اجتماعي عاجز هستند؟

آيا اگر هر يك از احزاب در مبارزات انتخاباتي بصورت جداگانه وارد عرصه مي شدند مي توانستند پيروز شوند؟

آيا هر يك از احزابي كه نامزدهايي براي تصدي قدرت به دولت و مجلس و شوراها معرفي و حمايت مي كنند در قبال رفتار سياسي و تصميمات اتخاذ شده تاكنون پاسخگو بوده اند؟

سوالات بي شماري از اين دست مطرح مي شود كه احزاب بايستي به آن ها پاسخي شفاف بدهند .

اگر اين سوالات بي پاسخ بمانند شاهد افتِ جريان حزب گرايي و حزب سالاري خواهيم بود.

 

برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید

مطالب مرتبط

نظرات شما

 

  • بخش نظرات تنها برای ارائه نظرات شما در رابطه با همین مطلب می باشد و نظرات متفرقه حذف خواهند شد.
  • لطفاً از نوشتن متن های تبلیغاتی و یا توهین آمیز خودداری فرمایید.
  • نظرات شما پس از تایید مدیریت وبسایت قابل نمایش خواهد بود لطفاً در ارسال نظرات صبرداشته باشید
  • قبل از ارسال نظرات خود قوانین سایت را مطالعه بفرمایید